اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

گفتگوى علامه طهرانی با برخى علماى اهل سنّت در مسجد الحرام

15٬418

گفتگوى علامه طهرانی با برخى علماى اهل سنّت در مسجد الحرام

6
  • ﴿فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً﴾ (آیه ٩٦، از سوره ١٢: یوسف)

  • «چون بشیر از مصر آمد؛ و آن پیرهن را بر روى صورت یعقوب انداخت، چشمانش باز شد و بینا شد.»

  • امام مسجد گفت: بلى مى ‌دانم!

  • گفتم: جنس آن پیرهن از چه بود؟!

  • گفت: از پنبه و یا کتان!

  • گفتم: پنبه و کتان چنین أثرى دارد که چشمان نابیناى یعقوب را بینا کند، امّا فاطمه زهرا که پیغمبر ما او را سیده عالمیان خوانده است، چنین أثرى ندارد که در نزد خدا شفیع شود، و حاجت چند نفر مؤمن را برآورده کند؟!

  • بعد گفت: یا سَیدُ! وَ اللَه خَسَأَ خَسَأَ؛ سوگند به خدا که در پاسخ سؤال من خفه شد و لال شد؛ و مطرود و دور شد.

  • و سپس گفت: ما تمام طوائف سنّى‌ ها از وهّابى ‌ها بیزاریم! آنها آئین و مذهب خاصّى آورده‌ اند، بسیار خشک و بى محتوا، ما هم از راه دور آمده ‌ایم و اشتیاق داریم قبر رسول خدا را ببوسیم، اینها مانع مى‌شوند!

  • و پس از این، ما را به حَلَب دعوت کرد، که در آنجا برویم، و در منزلش وارد شویم و مى‌گفت: ما به اهل بیت عصمت فوق العاده محبّت داریم؛ زنان ما تا خواب فاطمه زهراء را نبینند، مى‌ گویند: اعمال ما قبول نشده است و مخصوصاً مى‌ گفت‌ «بیایید و خودتان زنان ما را ببینید! و از آنها گفتگو کنید! من خواهرانى دارم که از محبّت أهل بیت دلشان سرشار است.»

/ 380