
ترجمه و تبیین رسالة الحقوق
ترجمه و تبیین رسالة الحقوق
5و حَقُّ المُستَنْصِح: أن تُؤَدِّىَ إلیهِ النَّصیحَة، ولْیکنْ مَذهَبُک الرَّحمَة و الرِّفقَ بِه.
«کسى که از تو طلب پند و اندرز و نصیحت مىکند و طلب راهنمایى مىکند در امرى، این است که: آن نصیحت واقعى را که به فکرت مىرسد به او بگویى، و در هنگام نصیحت با رحمت و رفق مطلب را حالىِ او کنى، نه با خشونت و زنندگى.»
و حَقُّ النّاصح: أن تُلِینَ لَهُ جَناحَک و تُصغِىَ إلَیهِ بِسَمعِک؛ فَإن أتَى بِالصّوابِ حَمِدتَ اللَه عَزّوجَلّ؛ و إن لَم یوَفّقْ رَحِمتَهُ و لم تَتَّهِمْهُ، و عَلِمتَ أنّهُ أخطَأ و لَمتُؤاخِذهُ بذَلِک؛ إلّا أن یکونَ مُستَحِقّاً لِلتُّهَمَة فَلا تَعبَأ بِشَىءٍ مِن أمرِهِ علَى حالٍ و لاقُوّة إلّا بِاللَه!
«حقّ آن کسى که تو را نصیحت مىکند اینکه: بالهاى رحمت خود را براى او پائین بیاورى و با حالت رفق و مدارا نصیحت او را گوش کنى؛ اگر آن نصیحتى که به تو مىکند صواب است، راست است، حمد خداى عزّوجلّ را بجا مىآورى؛ و اگر موافقِ صواب نیست با آن ناصح به مدارا و ملایمت رفتار مىکنى و او را متّهم نمىکنى در این نصیحت، که خداى ناکرده غرض سوئى داشته، و باید بنا بگذارى که او خطا کرده. و تو با او مؤاخذه نکن، و ایراد نکنى مگر اینکه زمینه، زمینه تهمت باشد. (بنابراین تهمت، یعنى متهّم باشد) یک زمینهاى پیش آمده که در نصیحتى که آن ناصح به تو مىکند در این نصیحت متهّم است، روى غرضى این نصیحت را مىکند که بر ضرر توست، در این صورت به قول او اعتنا نکن و دنبال کار خود باش؛ و لا قوّة إلّا باللَه!»
و حَقُّ الکبیر: تَوقیرُهُ لِشَیبِهِ و إجلالِه لِتَقَدُّمِهِ إلى الإسلامِ قَبلَک، و تَرک مُقابَلَتِه عِندَ الخِصامِ. و لا تَسبِقْهُ إِلَى طرِیقٍ و لا تَتَقَدَّمْهُ و لا تَستَجهِلْهُ. و إن جَهِلَ علَیک احتَمَلْتَهُ و أکرَمْتَهُ، لِحَقِّ الإسلامِ و حُرمَتِه.
«و امّا حقّ بزرگ (افرادى که سنّشان زیاد است و کبیرند) این است که: آنها را مُوَقَّر و محترم بشمارى و إجلال و بزرگداشت بنمایى، به جهت پیرى و تقدّمى که آنها در اسلام بر تو دارند؛ و مبادا با آنها مقابله و گفتگو کنى هنگام دعوا و اختلاف آراء! و در راه رفتن از آنها سبقت نگیرى، و جلوى آنها قدم مگذار و خودت جلوى آنها در راه رفتن یا در صحبت کردن مقدّم نشو! و آنها را نسبت جهل و نفهمى نده. و اگرچه آنها تو را جاهل مىدانند و نسبت جهل مىدهند تحمّل کن و آنها را بزرگ بشمار، به جهت حقّ اسلامى که دارند و به جهت حرمت آنها.»
