
ترجمه و تبیین رسالة الحقوق
ترجمه و تبیین رسالة الحقوق
3و أمّا حَقُّ غَرِیمِک الّذى یطالِبُک: فإن کنتَ مُوسِراً أعطَیتَهُ؛ و إن کنتَ مُعسِرًا أرضَیتَهُ بِحُسنِ القَولِ و رَدَدتَهُ عن نَفسِک رَدًّا لطیفًا.
«حقّ طلبکارت (آن کسى که از تو مطالبه مىکند و دَینِ خود را مىخواهد) این است که: اگر مىتوانى بپردازى باید دَین او را بدهى؛ و اگر نمىتوانى، مُعسِرى، در عسر و حرج زندگى مىکنى و قادر بر اداى دَین خود نیستى، آن غریم و طلبکار خود را به حُسن قول راضى کن، و طلب او را از خود بگردان به گردانیدن لطیفى که از تو نرنجد، و صبر کند تا هنگامى که تو بتوانى طلب او را أدا کنى.»
و حَقُّ الخَلِیط: أن لا تَغُرَّهُ و لا تَغُشَّهُ و لا تَخدَعَهُ، و تَتَّقِى اللَه تبارک و تعالى فى أمرِهِ.
«و امّا امر رفقا و دوستان و افرادى که با تو مخالطه و معاشرت دارند این است که: آنها را گول نزنى، مغرور نکنى، با آنها غِشّ نکنى، مکر و حیله نکنى، و از خداى علىّ أعلى در امر آنها بپرهیزى .»
و أمّا حَقُّ الخَصمِ المُدَّعِى علَیک: فإن کانَ ما یدَّعِى علَیک حقًّا، کنتَ شاهِدَهُ علَى نَفسِک، و لا تَظلِمَهُ و أوفَیتَهُ حَقَّهُ. و إن کانَ ما یدَّعِى علَیک باطلًا، رَفَقْتَ بِه و لاتَأتِ فِى أمرِه غَیرَ الرِّفقِ و لا تُسخِطْ ربَّک فى أمرِه؛ و لا قُوّة إلّا بِاللَه!
«و امّا حقّ آن کسى که ادّعایى بر تو دارد (در خصومت و دعوایى که نزد حاکم شرعى مىروید ادّعایى بر علیه تو دارد و حقّى از تو طلب مىکند): اگر آنچه را که از تو ادّعا مىکند حقّ است، بنابراین خودت شاهدِ بر نفس خودت هستى؛ چون خودت فیما بَینک و بَین اللَه مىدانى که او ادّعایى که بر تو دارد حقّ است؛ پس بنابراین در این موضوع خودت جواب بر خودت هستى. و مبادا به او ظلم کنى، حقّ او را وفا کن! و اگر آنچه ادّعا مىکند بر تو باطل است، جملات زشت و زنندهاى از تو سر نزند؛ با او به رِفق رفتار کن و غیر از رفق با او رفتار مکن و خداى خود را از او مرنجان (در آن امرى که راجع به اوست). و لا قُوّة إلّا باللَه!»
