اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فضائل و شهادت حضرت على اكبر عليه السّلام‏

19٬461

فضائل و شهادت حضرت على اكبر عليه السّلام‏

8
  • چو آوردند تمثال پیمبر***برون از خیمه آمد دخت حیدر
  • روان شد سوى نعش برگزیده***به دنبالش زنان داغدیده‌
  • چنان زد صیحه لیلاى1 جگر خون***که عقل ما سِوى‌ گردید مجنون‌
  • سر نهادش بر سر زانوى ناز***گفت کاى بالیده سرو سرفراز
  • اى درخشان اختر برج شرف***چون شدى سهم حوادث را هدف‌اى
  • به طرف دیده خالى جاى تو***خیز تا بینم قد رعناى تو
  • بیش از این بابا دلم را خون مکن***زاده لیلى مرا مجنون مکن‌
  • اى نگارین آهوى مشگین من***با تو روشن چشم عالم بین من‌
  • رفتى و بردى ز چشمِ باب تاب***أکبرا بى تو جهان بادا خراب‌
  • تو سفر کردىّ و آسودى ز غم***من در این وادى گرفتار الم‌
  • ****

  • یا کوْکباً مَا کانَ أقْصَرَ عُمْرَهُ***وَ کذَا تَکونُ کوَاکبُ الاسْحَارِ ١
  • عَجِلَ الْخُسُوفُ إلَیهِ قَبْلَ أوَانِهِ***فَغَشَاهُ قَبْلَ مَظَنَّةِ الإبْدَارِ 2 ٢
  • إنَّ الْکوَاکبَ فِى مَحَلِّ عُلُوِّهَا***لَتُرَى صِغَاراً وَ هْىَ غَیرُ صِغَارِ ٣
  • أبْکیهِ ثُمَّ أقُولُ مُعْتَذِراً لَهُ***رَفَقْتَ حِینَ تَرَکتَ ألَامَ دَارِ ٤
  • فَإذَا نَطَقْتُ فَأنْتَ أوَّلُ مَنْطِقى***وَ إذَا سَکتُّ فَأنْتَ فِى مِزْمَارِى3 ٥
  • ١ «اى ستاره آسمانى! چقدر عمرت کوتاه بود! و این چنین است ستارگانى که در وقت سحر طلوع مى‌نمایند.

  • ٢ خسوف او پیش از موقع خسوفش به سوى آن شتاب کرد، و قبل از هنگام بَدْر شدن بر روى او پرده کشید.

  • ٣ آرى حالت ستارگان آن است که در جاى بلند و مرتفع، خود کوچک دیده مى‌شوند با وجود آنکه کوچک نمى‌باشند.

  • ٤ من براى او گریه مى‌کنم، و از گریه گذشته، از روى عذر خواهى نسبت به ساحت او مى‌گویم: تو راحت شدى و از تنگنا برون گشتى در وقتى که پست‌ترین و لئیم‌ترین خانه‌ها را ترک کردى (و به سوى آخرت شتافتى!)

  • ٥ بنابراین چون زبان به سخن بگشایم، تو اوّلین گفتار من مى‌باشى که بر زبان مى‌رانم، و اگر لب فرو بندم و ساکت گردم تو در نواى درون من و آهنگ ناى من وجود دارى!»

    1. حقیر در هیچ یک از مقاتل حضور لیلى را در صحنه کربلا نیافتهام. محدّث قمى هم در «نفس المهموم» ص ١٩٣ گوید: و أمّا امّه علیه السّلام هل کانت فى کربلاء أم لا؟ لم أظفر بشىءٍ من ذلک
    2. الإبدار: طلع علیه البَدْرُ.
    3.  *** این قصیده از على بن محمد بن الحسن بن عبد العزیز کاتب تِهَامى است که بعد از تِهامه سکونتش را در شام و جبل عامِل قرار داده است. او از امامیه مىباشد. ضِیاء الدِّین در «نَسَمَةُ السَّحَرِ فِى ذِکرِ مَنْ تَشَیعَ وَ شَعَرَ» از او سخن به میان آورده است و در بیان احوال او و ترجمه اشعار و علوم او به نیکى سخن رانده است، و این قصیده را که در مرثیه پسر صغیرش سروده است را ذکر نموده است
/