
فضائل و شهادت حضرت على اكبر عليه السّلام
فضائل و شهادت حضرت على اكبر عليه السّلام
5به خَلق و خُلق آن رفتار و کردار *** بُد این نورسته همچون شاه مختار 1 وصف رجزخوانی و دلاوری های حضرت علی اکبر علیه السلام
على اکبر علیه السّلام شروع کرد به رَجَز خواندن و مى گفت:
أنَا عَلِىُّ بْنْ الْحُسَینِ بْنِ عَلِىّ *** نَحْنُ وَ بَیتِ اللَه أوْلَى بِالنَّبِىِّ ١ مِنْ شَبَثٍ وَ شَمِرٍ2 ذَاک الدَّنِىّ *** أضْرِبُکمْ بِالسَّیفِ حَتَّى ینْثَنِى ٢ ضَرْبَ غُلَامٍ هَاشِمِىٍّ عَلَوِىّ *** وَ لَا أزَالُ الْیوْمَ أحْمِى عَنْ أبِى ٣ تَاللَه لَا یحْکمُ فِینَا ابْنُ الدَّعِىّ ٤
١ «من علىّ بن الحسین بن على: مىباشم! قسم به خانه خدا: ما به پیغمبر سزاوارتریم،
٢ از شَبَث و شمر آن مردپست. من آنقدر بر شما شمشیر مىزنم تا شمشیر بپیچد و بتابد.
٣ شمشیر زدن جوان هاشمى از اولاد على، و پیوسته و به طور مداوم امروز من از پدرم حمایت مىکنم.
٤ سوگند به خدا که: نباید در میان ما ابن زیاد زنازاده حکم کند!»
و چندین بار بر سپاه دشمن بتاخت و در «روضة الصَّفا» گوید: دوازده بار تا جمع بسیارى را از آنان بکشت تا به جائى که مردم از کثرت کشتگان به فغان و خروش درآمدند. و روایت شده است که: على اکبر علیه السّلام با آن شدّت تشنگى یک صد و بیست تن از آنان را کشت. و در «مناقب» آمده است که: از آن لشگر هفتاد مرد مبارز را کشت. و در حالى که جراحات فراوانى بر او وارد آمده بود به نزد پدر بازگشت و گفت:
یا أبَهْ! الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِى وَ ثِقْلُ الْحَدِیدِ أجْهَدَنِى، فَهَلْ إلَى شَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ سَبِیلٌ أتَقَوَّى بِهَا عَلَى الاعْداءِ؟!
«اى پدر جان! تشنگى مرا کشت، و سنگینى آهن تاب از من ببرد. آیا شربت آبى هست تا با نوشیدن آن بر دشمنان قوّت یابم؟!»3
فَبَکى الْحُسَینُ علیه السّلام وَ قَالَ: وَ اغَوْثَاهْ! یا بُنَىَّ قَاتِلْ قَلِیلًا! فَمَا أسْرَعَ مَا تَلْقَى جَدَّک مُحَمَّداً صلى اللَه علیه و آله و سلم فَیسْقِیک بِکأسِهِ الاوْفَى شَرْبَةً لَا تَظْمَأُ بَعْدَهَا أبَداً!
- «نفس المهموم» ص ١٨٩ و «دمع السّجوم» ص ١٦٠.
- بر وزن کتِف به جهت ضرورت شعر
- آیة اللَه شعرانى در تعلیقه اوّل از ص ١٦١ «دمع السجوم» گوید: مؤلّف (یعنى محدّث قمى در «نفس المهموم» در تعلیقه ص ١٨٩) حدیثى از «مدینة المعاجز» سید بحرانى نقل کرده است از أبو جعفر طبرى از عبید اللَه بن حرّ گفت: حسین بن على علیهما السّلام را دیدم که: فرزندش على اکبر در غیر موسم از او انگور خواست. حسین علیه السلام دست بر ستون مسجد زد و انگور و موز بیرون آورد و گفت: آنچه نزد خداست براى دوستانش بیش از این است. و گفتار محدّث قمى براى دفع استعجاب از آب خواستن على اکبر بود با آنکه مىدانست آب در آنجا موجود نیست. انتهى. اقول: این قضیه به روشنى شاهد کلام ما مىباشد که براى رضاى خداوند با وجود هر گونه امکان کرامت و معجزه، صبر و تحمّل شدائد و تشنگى را اولیاء خدا از روى اختیار مىپسندند و این سبب علوّ مقام ایشان مىگردد.
