
شهادت امیرالمومنین علیه السلام و وقائع مرتبط با آن
شهادت امیرالمومنین علیه السلام و وقائع مرتبط با آن
12حضرت فرمود: سوگند بخدا كه هیچ مهلت نداری تا به دوزخ واصل شوی! در اینحال فقط با یك شمشیر او را كشتند، و سپس مردم جثّهاش را برداشته و در مغاك انداختند.
روایاتی كه در عذاب برزخی ابن ملجم وارد شده، از عذابهای برزخی بسیار شدید است و علماء اسلام در كتب مفصّلۀ خود نوشتهاند. در اینجا در دو موضوع باید بحث نمود:
چرا أمیرالمؤمنین علیهالسلام قاتل خود را نکشتند
اوّل آنكه: چرا أمیرالمؤمنین علیه السّلام در زمان حیات خود، قاتل خود ابن ملجم را نكشتند، با آنكه كراراً خود آن حضرت خبر داده بود كه عبدالرّحمن بن مُلجم مُرادی قاتل من است؛ و بسیاری از اصحاب به آن حضرت عرض كرده بودند كه شما او را بكشید 1 و حتّی خود عبدالرّحمن نیز به آن حضرت پیشنهاد كشتن خود را نموده بود.
جواب آنكه: اوّلاً أمیرالمؤمنین علیه السّلام كه خود مصدر عدالت و محور داد و قسط است، به چه جرم و جنایتی عبدالرّحمن را كه تا آن هنگام مرتكب گناهی نشده است بكشد؟ آیا این خود جرم و جنایت نیست؟ در اینصورت حضرت به جای ابن ملجم، جانی و ابن ملجم به جای حضرت، معصوم و بیگناه نِمود مینمود. و بر كسی كه خود میزان قسط و عدالت است، این عمل صحیح نیست.
علّت عدم امکان کشتن کسی قاتل خودش را
بلكه قصاص قبل از جنایت، خود جنایتی است. زیرا میدانیم كه قصاص فقط در صورت قتل است، نه نیت و ارادۀ قتل، و نه میل و اشتیاق به قتل؛ و در صورت عدم تحقّق قتل، گرچه نیت و میل و ارادهاش نیز تحقّق یافته باشد قصاصی نیست.
ثانیا: اینكه تا علّت تامّۀ قتل تحقّق نپذیرد، قتل واقع نخواهد شد، و یكی از علل كشتن أمیرالمؤمنین علیه السّلام ابن ملجم را اینستكه آن حضرت ارادۀ كشتن او را بنمایند، و چون این كشتن غیر مشروع است به علّت آنكه جنایتی هنوز از او سر نزده است، لذا كشتن ابن ملجم محال است.
- در «بحار الانوار» طبع حروفی، ج ٤٢، ص ١٩٦ به نقل از «بصآئر الدّرجات» ص ٢٤ با سند متّصل خود از بعضی از اصحاب أمیرالمؤمنین علیه السّلام نقل كرده است كه:
عبدالرّحمن بن ملجم مرادی با جماعتی از مسافرین و وافدین مصر در كوفه وارد شد، و آنها را محمّد بن أبیبكر (ره) فرستاده، و نامۀ معرّفی آن مسافرین و وافدین در دست عبدالرّحمن بود. چون آن حضرت نامه را قرائت میكرد و مرورش به نام عبدالرّحمن بن ملجم افتاد، فرمود: تو عبدالرّحمانی؟ خدا لعنت كند عبدالرّحمن را! عرض كرد: بلی ای امیر مؤمنان! من عبدالرّحمن هستم! سوگند بخدا ای أمیرمؤمنان من تو را دوست دارم!
حضرت فرمود: سوگند بخدا كه مرا دوست نداری! حضرت این عبارت را سه بار تكرار كرد.
ابن ملجم گفت: ای امیر مؤمنان! من سه بار سوگند میخورم كه تو را دوست دارم؛ آیا تو هم سه مرتبه سوگند یاد میكنی كه من تو را دوست ندارم؟
حضرت فرمود: وای بر تو! خداوند ارواح را دو هزار سال قبل از اجساد خلق كرده است، و قبل از خلق اجساد، ارواح را در هوا مسكن داده است. آن ارواحی كه در آنجا با هم آشنا بودند در دنیا هم با هم انس و الفت دارند، و آن ارواحی كه در آنجا از هم بیگانه بودند در اینجا هم اختلاف دارند؛ و روح من روح تو را اصلاً نمیشناسد!
و چون ابن ملجم بیرون رفت حضرت فرمود: اگر دوست دارید قاتل مرا ببینید، او را ببینید. بعضی از مردم گفتند: آیا او را نمیكشی؟ یا آیا ما او را نكشیم؟ فرمود: سخن از این كلام شما شگفتانگیزتر نیست؛ آیا شما مرا امر میكنید كه قاتل خود را بكشم؟!
- در «بحار الانوار» طبع حروفی، ج ٤٢، ص ١٩٦ به نقل از «بصآئر الدّرجات» ص ٢٤ با سند متّصل خود از بعضی از اصحاب أمیرالمؤمنین علیه السّلام نقل كرده است كه:
