شب و روز عرفه از بزرگترین فرصتهای معنوی در سیر بندگی انسان بهشمار میرود. در این نوشتار که برگرفته از آثار حضرت علامه آیتالله سید محمدحسین حسینی طهرانی و حضرت آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است، جایگاه دعای عرفه سیدالشهداء علیهالسلام و حقیقت توجه انسان به عنایت الهی تبیین میشود. دعای عرفه دریایی از معارف توحیدی است که در آن امام حسین علیهالسلام وابستگی کامل انسان به لطف و هدایت خداوند را بیان میکنند و مسیر تربیت و سیر معنوی انسان را آشکار میسازند. همچنین در این متن به کیفیت صحیح قرائت دعا، ضرورت خواندن با تأنی و توجه قلبی، و پرهیز از شتاب و بیتوجهی پرداخته شده است. در ادامه، اعمال مهم شب و روز عرفه مانند توبه، زیارت سیدالشهداء علیهالسلام، قرائت دعای «اللهم یا شاهد کل نجوی»، روزه روز عرفه و اهتمام ویژه به خواندن دعای عرفه مورد بررسی قرار میگیرد.
اهمیت شب و روز عرفه و اعمال آن
2توجه تامّ امام حسین علیهالسلام به عنایت خداوند، در دعای عرفه
دعای سیدالشهداء در روز عرفه که واقعاً دریاهایی از معرفت است، بسیار مهم است. چطور حضرت تمام شراشر وجود خود را در این نظام، رو میکند و دست قدرت پروردگار را در ایجاد و تکامل و استقرار حیات و کیفیت دستگیری و هدایت و مانند آن ـ که واقعاً عجیب است ـ در این دعا بیان میکند!
کسی که این دعا را بخواند و به معانی آن توجه داشته باشد، متوجه میشود که تمام حرکات ما بدون عنایت خدا انجام نمیگیرد. تا عنایت خدا نباشد تمام آن توجه ما فایدهای ندارد. اگر یک عنایت سلب شود، هزار مانع پیش میآید. حضرت در این دعا همه را بیان میکند و میگوید:
«خدایا، تو دست من را گرفتی و آنچه برای من لازم است پیش آوردی و آن موانعی را که هست یکییکی خودت برمیداری و من نمیدانم.»1
من الآن در این مجلس حضور پیدا کردهام، اما خبر داریم هزار مانع برداشته شده تا ما اینجا آمدهایم؟! نه! میگوییم سوار ماشین شدیم و روشن کردیم و آمدیم! هزارها مانع بوده که ما خبر نداریم، وقتی یکی از آنها روشن میشود [میگوییم] «خیلی عجیب است! اگر این قضیّه اتفاق میافتاد، ما نمیتوانستیم به این برسیم.» منتها خدا همه را مخفی نگه داشته است؛ میگوید: «تو دلت را صاف کن، دیگر کاری نداشته باش؛ ما خودمان موانع را برمیداریم!» دیگر خیلی راحت است! خدا کار را برای ما راحت کرده؛ میگوید: همۀ بارها را ما برمیداریم؛ تو داری چهکار میکنی؟! ما فقط از تو یک جو دلِ صاف میخواهیم، یک جو همت میخواهیم، یک جو صدق میخواهیم؛ بقیۀ کارهایش با ما. کسی نیامده به تو بگوید بیل بردار و بیل و کلنگ بزن! این کلنگها را ما میزنیم؛ تو فقط صفا داشته باش، ما تو را به جلو حرکت میدهیم، زمین را برای تو صاف و هموار میکنیم، آنچه به دردت میخورد در سرِ راه تو قرار میدهیم، آنچه مانع برای حرکت توست از جلوی پای تو برمیداریم، همۀ این کارها را ما داریم انجام میدهیم، تو میگویی «بهبه! ما سالک هستیم، خدایا ما در راه تو میرویم!» آقا بیا نگاه کن ببین چه خبر است! آنوقت از شرمندگی سر به زیر میاندازیم و دیگر نمیتوانیم به روی خدا نگاه کنیم! دیگر نمیتوانیم به روی بزرگان نگاه کنیم. [با خود میگوییم:] عجب!
- الإقبال بالأعمال (ط ـ الحديثة)، ج2، ص 75؛ ثُمَّ إِذْ خَلَقْتَنِى مِنْ خَیْرِ الثَّرىٰ، لَمْ تَرْضَ لِى یَا إِلٰهِى نِعْمَةً دُونَ أُخْرىٰ، وَرَزَقْتَنِى مِنْ أَنْواعِ الْمَعاشِ وَصُنُوفِ الرِّیاشِ بِمَنِّکَ الْعَظِیمِ الْأَعْظَمِ عَلَىَّ، وَ إِحْسانِکَ الْقَدِیمِ إِلَىَّ، حَتَّىٰ إِذا أَتْمَمْتَ عَلَىَّ جَمِیعَ النِّعَمِ وَصَرَفْتَ عَنِّى کُلَّ النِّقَمِ لَمْ یَمْنَعْکَ جَهْلِى وَجُرْأَتِى عَلَیْکَ أَنْ دَلَلْتَنِى إِلَىٰ مَا یُقَرِّبُنِى إِلَیْکَ، وَوَفَّقْتَنِى لِما یُزْ لِفُنِى لَدَیْکَ.

