اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ویژگیهای عارف کامل (2)

قسمت دوّم

0

: آیا عارف بالله اراده ای و تدبيری غیر از اراده و تدبير حضرت حق دارد یا نه؟ چه جور اختلاف در حالات و گفتار اوليا معنی کنیم؟ علّت عدم اشتباه عارف در امور اجتماعى و تربيتي چسیت؟ آیا در كلام و كردار عارف كامل شكّ و ترديد و احتياط راه دارد یا نه؟ چرا ائمّه و اولياى دين در مسائل دماء و نفوس و أعراض احتياط می کردند؟ حقيقت احتياط در مكتب اولياى الهى و در ساير مكاتب چیست؟ آیا تجلّى و ظهورات عارف واصل، ظهور و تجلّى حضرت حق است‏ یا نه؟ تربیت سالک در اطاعت فرد غیر کامل امکان دارد یا نه؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.

ویژگیهای عارف کامل (2)

8
  • نفس عارف كامل و ولىّ‌خدا تجلّى همان اراده حقّ است، چه خواست او به طرفى تعلّق بگيرد و يا نگيرد. و تمام اين مسائل به جهت از دست دادن نفس حيوانى است و تبدّل آن به نفس رحمانى، و گرچه در بعضى مواقع ميل او ممكن است به ثبوت يك شى‌ء يا عدم آن بر طبق همان تعلّقات قرار گيرد، ولى خواست و اراده فقط بر محوريّت مشيّت و تقدير حقّ دور مى‌زند و بس.1

  • شاخصه ششم: در كلام و كردار عارف كامل شكّ و ترديد و احتياط راه ندارد

  • ششمين خصوصيّت از خصوصيّات و مميّزات عارف كامل اين است كه در كلام و يا كردار او شكّ و ترديد و احتياط وجود ندارد، و أعمال او از روى إتقان و إحكام و إبرام است. عارف هيچ‌گاه فردى را امر به احتياط نمى‌كند، و خود نيز در فتوا و حكم، احتياط ندارد و همه احكام و مبانى براى او همچو آفتاب واضح و روشن است.2

  • علم اولياى الهى همانند امام عليه السّلام علم كلّى شده است‌

  • نفس ولىّ خدا و عارف كامل كه به نفس امام عليه‌السّلام متّصل است و از آن حضرت إشراب مى‌شود و علم او به عنايت امام عليه‌السّلام مبدّل به علم كلّى شده است، همانند خود امام داراى نظر قطعى و اراده‌اى بتّى و عزمى استوار و رأيى خلل‌ناپذير نسبت به احكام و تكاليف مى‌باشد، و اگر در مسأله و يا موضوعى نظرى را ابراز داشت اين مطلب حكايت از إشراف او بر حقيقت مطلب و نفس الأمر مى‌نمايد، و اگر چنانچه صلاح در پاسخ دادن نديد از ابراز و اظهار مسأله خوددارى مى‌نمايد و يا به نحوى مسأله را به ديگرى ارجاع مى‌دهد و خود از اظهار رأى در اين مورد سر باز مى‌زند.3

  • عارف بالله و بأمرالله در كيفيّت اطّلاع بر تكليف، نفس حكم‌الله الواقعى در قلب و آينه نفس او تجلّى و ظهور مى‌يابد و هيچ امر مبهم و نقطه اجمالى نسبت به موضوع و يا شرايط آن و يا قراين محفوفه و نفس حكم براى او بأىِّ وجهٍ من الوجوه باقى نخواهد ماند. و از آنجا كه نفس عارف كامل با نفس ولىّ حىّ و قطب عالم امكان، صاحب ولايت كليّه الَهيّه اتّحاد وجودى و عينى دارد- يعنى نفس ولايت كليّه الَهيّه كه در حقيقتِ امام معصوم عليه‌السّلام ظهور مى‌نمايد همان ولايت در شيعيان و متابعان و عارفان حقيقى امام معصوم عليه‌السّلام نيز تجلّى و بروز مى‌كند- در اين‌صورت هيچ افتراقى بين اين دو نمى‌توان يافت مگر در جنبه و حيثيّت طوليّه، كه امام عليه‌السّلام در حكم علّت و سبب اصلى و حقيقى اين افاضه و اشراق مى‌باشد، و در نتيجه سعه وجودى او و كيفيّت ادراك مراتب اسماء و صفات در او اوسع و أعلى است، و نفس عارف در جنبه معلوليّت و استفاضه قرار مى‌گيرد؛ و به عبارت اخرى: آن حقيقت والاى علمى اوّل در نفس امام معصوم عليه‌السّلام جلوه‌گر و ظاهر مى‌شود و از او به نفس عارف كامل منتقل مى‌شود.

    1.  اسرار ملکوت، ج 2، ص 357 ـ 358.
    2.  اسرار ملکوت، ج 2، ص 365.
    3.  اسرار ملکوت، ج 2، ص 372 ـ 373.