: آیا عارف بالله اراده ای و تدبيری غیر از اراده و تدبير حضرت حق دارد یا نه؟ چه جور اختلاف در حالات و گفتار اوليا معنی کنیم؟ علّت عدم اشتباه عارف در امور اجتماعى و تربيتي چسیت؟ آیا در كلام و كردار عارف كامل شكّ و ترديد و احتياط راه دارد یا نه؟ چرا ائمّه و اولياى دين در مسائل دماء و نفوس و أعراض احتياط می کردند؟ حقيقت احتياط در مكتب اولياى الهى و در ساير مكاتب چیست؟ آیا تجلّى و ظهورات عارف واصل، ظهور و تجلّى حضرت حق است یا نه؟ تربیت سالک در اطاعت فرد غیر کامل امکان دارد یا نه؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
ویژگیهای عارف کامل (2)
3اين اشتباهاتى كه براى اصناف مختلف مردم حاصل مىشود با دقّت كافى و رعايت همه جوانب، همه و همه برگشتش به نقصان وجودى و محدوديّت سعه اطّلاع و إشراف بر حقيقت امر است.1
اينجا است كه ارزش و قيمت وجودى يك عارف كامل در مقايسه با ساير افراد از هر دسته و طبقهاى به خوبى روشن و واضح مىگردد، و به اين اكسير حيات و ناموس عالم تشريع و تربيت بيشتر توجّه مىشود، و اين نعمت و كرامت عظماى الهى براى انسان بهتر خود را مىنماياند، و ضرورت حضور خود را دقيقتر و واضحتر نشان مىدهد، و به آفات و مفاسد عدم ادراك و انقياد از خود بيشتر توجّه مىدهد.
حضور صور علميّه در نفس عارف از مقام اطلاق و كلّيت نشأت مىگيرد، و در غير او از جزئيّت و تركيب و امتزاج صور تصوّريه و تصديقيّه حاصل مىشود؛ و به عبارت واضحتر: عارف از بالا به پايين مىنگرد و اوّل نظره او بر جنبه كلّى مسأله و حكم قرار مىگيرد، و ديگر افراد از پايين به بالا مىنگرند؛ و اين معنى بسيار دقيق و ظريف و قابل دقّت است.
عارف براى ادراك صور علميّه، منتظر افاضه و اشراق از جانب حىّ قيّوم است؛ چنانچه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم براى پاسخ به سؤالات و جريانات، منتظر وحى از طرف حضرت حق مىبود و هيچگاه براى مسأله و موضوعى كه در حيطه رسالت و مأموريّت او بود به علوم ظاهريّه و رأى افراد و صلاحديد اشخاص اتّكا نداشت، و مشاوره با افراد را صرفاً به جهت رشد و ترقّى و بينش آنها انجام مىداد، نه براى كشف جهالت و رفع ضلالت.2
خداوند اراده خود را در نفس ولىّ بدون دخالت هواهاى نفسانى إعمال مىكند
خداى متعال اراده خود را در نفس ولىّ بدون دخالت قواى واهمه و متخيّله و هواهاى نفسانيّه إعمال مىكند، و از اين جهت خيال انسان كاملًا جمع و صددرصد نسبت به مسأله وثوق تامّ دارد؛ بر خلاف ساير اشخاص كه در آنها احتمال بروز و دخالت سليقههاى شخصيّه و آراى باطله و نقصان در انديشه و غرائض نفسانيّه و ملكات و صفات رذيله به طور جدّى مطرح مىباشد، و به هيچوجه من الوجوه يك فرد نمىتواند به افكار و ايدهها و دستورات اينگونه افراد اعتماد نمايد، و به عنوان حجّت شرعيّه و مبرّر عقليّه در پيشگاه عدل پروردگار به حساب آورد. اختلاف در افعال و كردار ولىّ خدا، نفس اختلاف در ظهورات و بروزات مصاديق مختلفه اراده و مشيّت حقّ است.3
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 316.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 317.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 317 ـ 318.

