اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ویژگیهای عارف کامل (2)

قسمت دوّم

0

: آیا عارف بالله اراده ای و تدبيری غیر از اراده و تدبير حضرت حق دارد یا نه؟ چه جور اختلاف در حالات و گفتار اوليا معنی کنیم؟ علّت عدم اشتباه عارف در امور اجتماعى و تربيتي چسیت؟ آیا در كلام و كردار عارف كامل شكّ و ترديد و احتياط راه دارد یا نه؟ چرا ائمّه و اولياى دين در مسائل دماء و نفوس و أعراض احتياط می کردند؟ حقيقت احتياط در مكتب اولياى الهى و در ساير مكاتب چیست؟ آیا تجلّى و ظهورات عارف واصل، ظهور و تجلّى حضرت حق است‏ یا نه؟ تربیت سالک در اطاعت فرد غیر کامل امکان دارد یا نه؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.

ویژگیهای عارف کامل (2)

10
  • بناءً على‌هذا اگر ما حتّى در اين موارد مشاهده مى‌كنيم كه از ناحيه ولىّ خدا دستور بر احتياط آمده است، اين نه به جهت اجمال و ابهام مسأله در نزد او مى‌باشد، بلكه به جهت جهالت و نادانى و عدم بصيرت ما است كه بدين صورت ما را از وقوع‌ در هلاكت و عقاب اخروى و تبعات مُفسده دنيوى حفظ مى‌كنند؛ و الّا آنها كه نياز به احتياط ندارند و نياز به وقوف ندارند و نياز به تثبّت ندارند.1

  • اصلًا احتياط در اطوار و افعال و ممشاى عرفاى بالله وجود ندارد، و اگر انسان حالتى به نحو احتياط در آنان مشاهده نمود، يا بايد حمل بر عدم اظهار واقع و حقيقت امر نمود- به لحاظ مصلحتى و عنايتى- و يا بايد حمل بر جنبه تربيتى‌ و ارشاد اطرافيان شود. و هر دوى اين مسأله بسيار بسيار در روش و منهج اولياى الهى به چشم مى‌خورد، و خود اين حقير راقم سطور در اين‌باره حكايت‌ها دارم و مطالبى كه در صورت توفيق و به حول پروردگار در جاى خود ذكر خواهم نمود.

  • و امّا احتياطى كه ساير افراد به آن مبتلا مى‌باشند ناشى از عدم ادراك حكم شرعى و احراز حاقّ واقع و لُبّ مسأله است؛ و در واقع با اين احتياط، آشكارا به عجز از وصول به احكام و لنگى در حركت به سوى تكاليف واقعيّه را اعتراف مى‌كنند.2

  • شاخصه هفتم: تجلّى و ظهورات عارف واصل، ظهور و تجلّى حضرت حق است‌

  • هفتمين خصوصيّت از خصوصيّات عارف كامل اين است كه: تجلّيات و ظهورات او از ظهور و تجلّى حقّ است نه از تجلّى نفس، و نه در حيطه اقتدار و قوّت نفس، بلكه از ناحيه إفناء و إمحاء و إعدام نفس است.

  • از آنجا كه نفس سالك به واسطه رياضات شرعيّه و مجاهدات در عوالم ظلمانى و روحانى از تعيّن گذشته و استقلال خود را از دست داده است، وجود حقّ و انّيّت او- كه غيرتش غيرى باقى نمى‌گذارد- در هويّت و تعيّنِ سالك تجلّى پيدا مى‌كند، و از اين پس ديگر اين شخص با شخصيّت گذشته‌اش تفاوت خواهد داشت، و ماهيّتش با ماهيّت قبل مختلف خواهد بود؛ گرچه به شكل و شمايل، فرق چندانى نداشته باشد، ولى سيره و سريرتش كاملًا با اخلاق و خصايص و صفات گذشته‌اش امتياز خواهد داشت. حركات او رنگ و بوى ديگرى دارد، و گفتار او حساب و كتاب ديگرى دارد. در اينجا تجلّى حقّ است بلا واسطه، و ظهور فعل حقّ است مباشرةً بدون دخالت نفس و دستبرد آن و تصرّف آن.3

    1.  اسرار ملکوت، ج 2، ص 387 ـ 388.
    2.  اسرار ملکوت، ج 2، ص 388 ـ 389.
    3.  اسرار ملکوت، ج 2، ص 419.