إشراف عارف واصل بر مشاهدات خود به چه نحوی است؟ آیا فردى كه خود به حقايق توحيدى دست نيافته مىتواند بيانگر آن باشد؟ گفتار انسان كامل بر کدام محور اتکا دارد؟ آیا عارف كامل که اشراف كلّى بر عالم وجود دارد از خطاى در گفتار و كردار مصون است؟ نگاه اولیای الهی به کرامات و خوارق عادات به چه نحوی است؟ دستورات سلوكى افرادى كه به كمال مطلق نرسيدهاند، چه صدماتى را به بار خواهد آورد؟ آیا گفتار و كيفيّت مشى و مرام و تربيت انسان كامل با قوانين عالم ظاهر انطباق دارد یا نه؟ مطابقت دستورات سلوكى استاد با شرايط روحى سالك چه لزومی دارد؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
ویژگیهای عارف کامل (1)
12عبد بايد در مقام عبوديّت فقط خواست و اراده مولا را انجام دهد، و از خود اظهار نظر و سليقه نداشته باشد
عبادت بايد براى خدا باشد، امّا كيفيّت آن و شكل آن ديگر فرق ندارد. نماز بايد براى خدا باشد، چه در حال صحّت و استقامت و چه در حال مرض. انسان نبايد در حال مرض از خدا بخواهد كه به او قوّت و قدرت ببخشد تا نماز را به حال استقامت و صحّت بخواند، و در حال تيمّم نبايد از خدا بخواهد كه طهارت مائيّه و با آب را نصيب او كند. در حال صحّت، خدا طهارت با آب و نماز در حال استقامت را خواسته، و در حال مرض طهارت با تيمّم را اراده كرده است. در هر دو حال انسان نبايد فرقى بگذارد، عبد بايد در مقام عبوديّت فقط خواست و اراده مولا را انجام دهد، و از خود اظهار نظر و سليقه نداشته باشد؛ مثل كسى كه در حال سفر نماز را تمام مىخواند و مىگفت: «من نمىخواهم در سفر راحتى در عبادت را براى خود قرار دهم!» اين نماز باطل است؛ زيرا مولا در سفر نماز را شكسته و در حضر تمام خواسته است و فضولى در كار او برنمىدارد!1
لزوم فعليّت و ظهور استعدادهاى انسان در دو جنبه جمال و جلال حق
تحقّق فعليّت و ظهور استعدادات نهفته در ضمير انسان قطعاً بايد در تجلّى هر دو جنبه جمال و جلال اسماء و صفات حضرت حق پيدا شود؛ و ظهور يك طرف از اين دو جنبه يا موجب رخوت و سبكى و عدم تحمّل آثار و شوائب عالم كثرات و ظرفيّت محدود و خامى خواهد شد، و يا باعث يأس و دلسردى و دلشكستگى و عدم رشد و شكوفايى استعدادات در جهات مختلفه نفس مىشود.2
آن استادى كه براى شاگردش به مجرّد ابتلا به مرض و يا گرفتارى اجتماعى با توسّل و دعا و غيره درصدد رفع آن برمىآيد و او را از آن ابتلا خلاص مىكند، نمىداند كه چه ضرر و خسارتى را دارد بر او وارد مىكند و او را از رسيدن به چه نعمتى محروم مىنمايد، و توفيق استجلاب چه فيوضاتى را از او سلب مىكند.3
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 295 ـ 296.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 300.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 301.

