این مقاله به برسی حقیقت تجلی و اقسام آن و کیفیت انتساب ماسوی الله به خداوند متعال پرداخته است، برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از: حقیقت معنای تجلی و خلقت موجودات، تجلیات جمال وجلال و تقسیم به اعتبار قابل، اقسام تجلیات.
تجلّی و اقسام آن
8پروردگار علیّ أعلیٰ عیناً مانند خورشید، فقط از خود نور میدهد، غیر از نور چیز دیگری نمیدهد، و وقتی نور از خورشید خارج میشود این نور دو اسم جلال و جمال ندارد، بلکه نور است؛ ولی در هر طبقهای که این نور تنازل میکند تا در این عالم میآید، درجات مختلف و مراتب متفاوتی دارد؛ آن درجه از نوری را که برای چشمهای ما قابل درک است، همین نورهائی است که در این سطح است، و همین نور در سطح عالیتر قابل درک برای چشم ما نیست؛ ما آن طبقۀ از نور را اگر بخواهیم ببینیم، چشممان خراب میشود و طلوع نور در آنجا شدیدتر است. پس این درجۀ نور برای ما جمالِ خورشید است و آن درجۀ نور، جلال خورشید است؛ پس خورشید دارای جمال و جلال است و جمال و جلالش دو اعتبار مختلف نسبت به نور واحد است.
جلال نسبت به آن موجوداتی که آن مرتبه را نمیتوانند درک کنند، تحقّق دارد و الاّ پروردگار در ذات خودش برای خودش که جلال ندارد، برای خودش که حجاب ندارد، و در آنجا عنوان جمال و جلال نیست؛ برای اعتبارات و سلسلۀ درجات موجودات هست که این دو قسم از اسماء و صفاتِ پروردگار را، به جمیل یا جلیل یا ذوالجلال قسمت کردیم!1
اقسام تجلیات
«اقسام تجلّيات بر چهار گونه است:
اوّل تجلّيات فعليه: و آن چنان است كه سالك، فعلى را كه از او سر مىزند از خود نمىبيند، بلكه اجمالًا از موجودى ديگر مىيابد. يا آنكه فعلى را كه از مردم سر مىزند آن را از آنها نمىبيند، بلكه آن را قائم به ديگرى ادراك مىكند؛ مثل آنكه ادراك كند تمام حركات و سكون و رفت و آمد و تكلّم مردم، همه و همه قائم به يك ذات است و بس.
دوّم تجلّيات صفاتيه: و آن چنان است كه سالك صفتى را كه راجع به اوست از خود نمىبيند، بلكه اجمالًا از ذات ديگرى ادراك مىكند؛ مثلًا سخنى را كه مىشنود خود را شنونده نمىيابد، بلكه سامع را ديگرى مىبيند. يا چيزى را كه مىبيند خود را بيننده آن نمىبيند، بلكه موجود ديگرى را بيننده مىبيند. و همچنين نسبت به صفات ديگر؛ و همچنين صفاتى كه در ساير افراد مردم است، همه آنها را از علم و قدرت و سمع و بصر و حيات از ديگرى ادراك مىكند.
- .تفسیر آیه نور، ص 249 الی 252

