این مقاله به برسی حقیقت عرفان و هدف آن و و تفاوتهای آن با سایر مکاتب معنویت گرا با استناد به آیات و روایات و سخنان بزرگان پرداخته است. برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از : هدف از خلقت انسان، حقیقت عرفان و هدف از آن، مقصود و منظور مکاتب مختلفۀ دنیا در دعوت به سمت معنویّت، گرایشات مختلف در مقابل مکتب عرفان، تحریف اصطلاح عرفان و معرفت در فرهنگ عامیانۀ امروزی، ویژگی های عارف کامل.
عرفان چیست، عارف کیست؟
11خودش بهقدری در اتیان مستحبّات و ترک مکروهات ساعی و کوشا بود که در نجف اشرف در این امر ضربالمثل بود؛ بهطوریکه بعضی از معاندین و کورچشمانی که قدرت تابش این نور و حقیقت را نداشتند و همیشه در حوزهها و بالأخص در نجف هم کم و بیش یافت میشوند و لانه مینمایند و تا بتوانند بهواسطۀ اتّهامات میخواهند چهرۀ حقیقی عارفی جلیل و انسانی وارسته را مسخ کنند، میگفتند:
«این درجۀ زهد و عبادت و التزام به مستحبّات و ترک مکروهات قاضی برای گول زدن عامّه و شبهه در طریق است، وگرنه وی یک صوفی است که به هیچ چیز معتقد نیست و ملتزم نیست!!»
آقای قاضی: «نِعمَ الرَّجُلُ أن یکونَ فَقیهًا صوفیًّا»!
روزی در مجلسی عظیم که بسیاری از مراجع و علمای فقه و حدیث، از جمله مرحوم آیة الله آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدّین عراقی و غیرهما بودند و کلام در میانشان ردّ و بدل بود، مرحوم قاضی با صدای بلند بهطوریکه همه بشنوند فرمودند: «نِعمَ الرّجُلُ أن یَکونَ فَقیهًا صوفیًّا». و این، مانند ضربالمثلها از کلمات مرحوم قاضی بهجای ماند.
فقیه یعنی عالم به شریعت و احکام؛ و صوفی یعنی عالم به راههای نفس أمّاره و طریق جلوگیری از دامهای شیطان، و مبارز و مجاهد با مشتهیات نفسانی برای رضای خاطر ربِّ محمود و پروردگار منّان ذوالطَّول و الإحسان. ـ انتهی کلام علاّمۀ طهرانی.
مکتب و طریقت تمامی این عرفای بالله و اولیای الهی فقط منحصر در معرفت ذات حق به نحو شهود و ادراک قلبی است، که با عبور از مراتب نفس و پشت پا به اعتبارات عالم دنیا و رفض جمیع انانیّتها و شوائب نفس امّاره و طیّ مدارج جمال و جلال و عبور از عوالم ظلمت و حجب نوریّه، به معرفت ذات پروردگار نائل آمده و در حریم قدس او مأویٰ گزیدند، و دیگران را به این معرفت و شناخت دعوت کردهاند.
پیدا شدن عدّهای محتال و مکّار و دنیاپرست در عرصۀ عرفان و تصوّف

