
دو بیان نوین و عمیق از امکان ملاقات خدا (1)
بیان اول
چه جور می توانیم مساله انحصار صفات حسنه و كماليّه را به خدا را از قرآن کریم استفاده کنیم؟ به چه کیفیتی همه حمد و ستايشها را به خداوند برمیگردند؟ چرا بعضی افرادى موجودات را مستقل از پروردگار مىبينند؟ آیا در عالم بيشتر از يك وجود مستقل بالذّات هست؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
دو بیان نوین و عمیق از امکان ملاقات خدا (1)
6يك شاخه گل را جلويتان مىگذاريد، مىگوييد: بهبه عجب گلى! چقدر اين گل قشنگ است! چه بوئى دارد! چه طراوتى دارد! چه شاخهاى دارد! اين گل رنگين در وسط اين شاخههاى سبز، چه خودنمائى مىكند! چه طراوتى دارد! بهبه عجيب چيزى است! اين تعريفها مال خداست.
نگو چه گل قشنگى، بگو چه خداى قشنگى! نگو چه انسان قشنگى، بگو چه خداى قشنگى! اين تعريفها مال اوست. چه كوه قشنگى! چه آب قشنگى! چه جمال دلربائى! چه علم دل آرائى! چه ماه شب افروزى! تمام اين محاسن انحصار در خدا دارد، و خدا قشنگ است و بس! ﴿قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ﴾1 معنايش اين است؛ يعنى هيچ موجودى سزاوار ستايش نيست، هيچ موجودى سزاوار حمد نيست، آنكه بالذّات مُستحقّ حمد است او خداست؛ منتهى يك جلوه انداخت اين موجودات را روشن كرد؛ اشخاص نابينا، اين جلوه را از خودِ موجود مىبينند، او را تعريف مىكنند؛ اين چشم بايد عوض بشود و جلوه را از صاحب جلوه كه خداست ببيند، او را تعريف كند. اين مىشود ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ﴾، (لله الحمد).
افرادى كه نگرش غير توحيدى دارند، موجودات را مستقل از پروردگار مىبينند
و افرادى كه داراى معرفت نيستند، اين معنا را درك نمىكنند، موجودات را مستقلّ مىبينند و موجودات را حمد مىكنند، و لذا خدا مىگويد: ﴿قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ﴾2 «بگو حمد تمام مراتبش اختصاص به خدا دارد وليكن اكثريّتِ مردم نمىفهمند.» خيال مىكنند زيد بچّهشان را شفا داد؛ آن معمار اين عمارت را ساخت؛ اين آب، جگرِ تفته آنها را زنده و سيراب مىكند، ديگر نمىگويند خدا. ﴿أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ﴾ أكثَرُهُم نورِ وجود را در همه موجودات نمىبينند؛ نور خدا را نمىبينند؛ خدا را ظاهر نمىبينند؛ جلوه موجودات را به او نمىبينند ﴿أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ﴾؛ امّا آن كسانى كه به مقام معرفت مىرسند آنها از خدا مىبينند.
در آيات قرآن داريم: ﴿دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ﴾3 و4 اين مردمى كه در بهشت مىروند، پردهها برداشته مىشود، چشمهاى باطن جلوه مىكند و حقايق را درك مىكنند، آنجا خدا را تسبيح مىكنند؛ گفتگوى آنها ﴿سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ﴾ «بار پروردگارا! تو منزّهى» تو مقدّسى از هر چه صفات زشت و نقص است و چيزهائى كه از مقام قدسِ تو و مقام سُبّوحيّت و قُدّوسيّتِ تو پائينتر است، تو از همه آنها بالاتر هستى؛ و تحيّت آنها به يكديگر، سلامى است كه از طرف پروردگار به آنها مىرسد، ﴿وَ آخِرُ دَعْواهُمْ﴾ آخرين گفتار آنها چيست؟ ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ﴾ يعنى: «تمام مراتب حمد اختصاص به خدا دارد.» يعنى: جلوهها و ظهوراتى كه در دنيا بود، ظهوراتى كه در عالم برزخ بود، ظهوراتى كه در عالم قيامت بود، حورالعين، درخت، عسل، أنهار، رضوان پروردگار، تمام خصوصيّات، ارواح انبياء، ارواح ملائكه، همه اين جلوهها جلوه خداست؛ جلوه حورالعين جلوه خداست؛ جلوه ملائكه جلوه خداست؛ جلوه انبياء جلوه خداست؛ و غير از خدا چيزى نيست، و تمام اين مَحامِد انحصار به او دارد. ﴿وَ آخِرُ دَعْواهُمْ﴾ يعنى: آخِر دعواى بهشتىها! ﴿أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ﴾ است. خُب! اين را داشته باشيد.
- سوره العنكبوت (29) قسمتى از آيه 63.
- سوره العنكبوت (29) ذيل آيه 63.
- سوره يونس (10) آيه 10.
- الله شناسى، ج 2، ص 106: «گفتار بهشتيان در بهشت عبارت است از اين كلام: پاك و منزّهى تو اى خداوند ما! و درودشان در بهشت عبارت است از: سلام؛ و آخرين گفتارشان عبارت است از آنكه: جميع مراتب حمد و ستايش اختصاص به خدا دارد كه پروردگار عالميان مىباشد.»
