
امکان ملاقات خدا
بیان آشکار و روان از آیات و روایات
آیا انسان مىتواند راه وصول و لقاء به خداوند را بپيمايد؟ آيات داله بر لقاء خداوند كدام اند؟ «رؤيت» به چه معنی در روايات آمده است؟ رواياتى كه در آنها لفظ زيارت و تجلّى به كار رفته است كدام اند؟ چه جور میتوانیم به مناجات شعبانيّه استناد كنيم براى اثبات امكان ملاقات خدا؟
امکان ملاقات خدا
7ولى اين روايت دلالت مىكند كه آن نَظره اوّل كه از حضرت صادق يا از أميرالمؤمنين عليهماالسّلام بر موجودات بوده، تمام اينها درونش بوده! يك نگاه كه مىكرد اوّل خدا را مىديد و موجودات را قائم به خدا، و باز موجودات در مقام رجوع، به خدا رجوع مىكنند: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ﴾1 اين موجود از پيش خدا آمده، پس خدا قبل از اين بوده؛ و بازگشتش به سوى خداست، پس خدا بعد از اين است و خدا با اين است؛ پس هم معيّت و هم قبليّت و هم بعديّت به نزد اوست. و اين مقام خيلى عاليست كه تمام اين جهات براى كسى در يك نظره پيدا بشود.
خُب! شما اين روايت را چه كار مىكنيد؟ «ما رَأيتُ شَيئاً إلّا و رأيتُ اللَه» يعنى: «ما رَأيتُ شَيئاً إلّا و رأيتُ حورَالعينِ و التُفّاح و السَّفَرجَل قَبلَهُ و بَعدَهُ و مَعَهُ» اينطور بايد معنا كرد؟ اگر معنا مىكنيد مختاريد! ما معنا نمىكنيم و اين قِسم معنا كردن صلاح ما نيست! صلاح آن كسانيست كه طالب تُفّاح و سَفَرجَلَند، مبارك خودشان باشد! خدا را بياورند بكوبند داخل سيب و گلابى! چه كنيم ديگر؟!
ميان عاشق و معشوق رمزيست *** چه داند آنكه اشتر مىچراند؟! ***
خَلَقَ اللهُ لِلحُروبِ رِجالًا *** و رِجالًا لِقَصعَةٍ و ثَريدٍ2 اينطور بيان كردهاند!
على كلّ تقدير، مرحوم مجلسى- رضوان الله عليه- در همين كتاب ربيع الأسابيع كه از كتب نفيسه است، در ضمن دعاهاى وارده در روز جمعه، دعائى از حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها نقل مىكند و از جمله دعاها اين است كه: «واجعَلنا مِمَّن كَأنَّهُ يَراكَ إلَى يَومِ القيامَةِ الَّذى فيهِ يَلقاك»3! خدايا! ما را از آن افرادى قرار بده كه تو را مثل اينكه تا روز قيامت مىبينند- آن روزى كه در آن روز تو را مىبينند، در روز قيامت كه مسلّم تو را مىبينند- ما را از آن كسانى قرار بده كه از حالا تا روز قيامت، مثل افرادى كه آن روز مىبينند، ما هم تو را ببينيم. اين ديدن و لفظِ رؤيت معنايش چيست؟!
- سوره البقرة (2) ذيل آيه 156.
- ضرب المثلى است عربى كه در بسيارى از كتب عربى با عنوان «و لنعم ما قيل» استفاده شده است. ترجمه: «خداوند عدّهاى را براى جنگ و نبرد، و عدّهاى را براى طعام و غذا خلق نموده است». ( محقّق)
- بحار الأنوار، ج 87، ص 339؛ صحيفة الزهراء عليها السّلام، ص 154.
