
امکان ملاقات خدا
بیان آشکار و روان از آیات و روایات
آیا انسان مىتواند راه وصول و لقاء به خداوند را بپيمايد؟ آيات داله بر لقاء خداوند كدام اند؟ «رؤيت» به چه معنی در روايات آمده است؟ رواياتى كه در آنها لفظ زيارت و تجلّى به كار رفته است كدام اند؟ چه جور میتوانیم به مناجات شعبانيّه استناد كنيم براى اثبات امكان ملاقات خدا؟
امکان ملاقات خدا
10در تاريكىهاى بيابان ديدهايد اين ماشينهائى كه حركت مىكنند؟ بعضىها جلويشان روشن است؛ بعضى چراغشان يك قدرى قوىتر است، جلوتر را مىبينند؛ بعضىها يك پروژكتورى است كه آنطرف كوه را هم روشن مىكند، دو فرسخ را روشن مىكند، يك فرسخ و نيم را روشن مىكند، با يك نور تمام اين لُجِّهها و تاريكىها را روشن مىكند. بار إلها مىخواهيم از اين چراغها به قلب ما بدهى! نه اينكه فقط جلوى پاى خودمان و كمى اينطرف و آنطرف را ببينيم.
«حَتَّى تَخرِقَ» تخرق يعنى: پاره كند «أبصارُ القُلوب» چشمهاى دل حجابهاى نور را پاره كند، همه حجابها را پاره كند. «فَتَصِلَ إلَى مَعدِنِ العَظَمَةِ» آنوقت اين قلبهاى ما برسد به معدن عظمت.» معدن عظمت كجاست؟ قلب ما را به آن برسان. «وتصيرَ أرواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدسِك» و روحهاى ما معلّق بشود، بستگى پيدا كند به مقام عزِّ قدس تو كه در آنجا جز تو هيچ نيست، قلب ما به آنجا برسد.
«إلَهى و ألحِقنى بِنورِ عِزِّكَ الأبهَج فَأكونَ لَكَ عارِفًا و عَن سِواكَ مُنحَرِفًا و مِنكَ خائِفًا مُراقِبًا»؛ خدايا مرا ملحق كن! ملحق كن يعنى: برسان. به چه كسى برسان؟ «بِنورِ عِزِّكَ الأَبهَج»؛ به نور عزِّ خودت كه از همه چيز روشنتر و تابناكتر است، مرا به آنجا برسان!
اين دعا كجاست؟ دعاى أميرالمؤمنين و ائمّه عليهم السّلام است كه غالباً مىخواندند، و در ماه شعبان جزء مناجات شعبانيّه است، كه خيلى مضامين عالى دارد، و همه بزرگان از علماء كارشان خواندن اين مناجات در ماه شعبان بوده. حالا اين الفاظ را فقط بر زبان مىآوردند، لقلقه لسان بود؟! يا اينكه نه، واقعاً يك طلبى دنبالش بود؟!
«ألحِقني بِنورِ عِزِّكَ الأبهَجِ» يعنى چه؟ يعنى: «ألحِقني بِحورُالعين، ألحِقني بالتُفّاحِ و السَّفَرجَلِ و البِطّيخِ و الرّگِي»1 و الرُّمانِ و العِنَب و امثال اينها؟!» فَتَصِلَ إلَى مَعدِنِ العَظَمَةِ" معنايش چيست؟ غير از آن معنى حقيقى معنى ديگرى دارد يا نه؟!
نه آقاجان! مطمئن باشيد. همه مطمئن باشيد. هيچ معنى ديگرى ندارد. مناجاتهاى أميرالمؤمنين و حضرت سجّاد عليهما السّلام و سجدهها و گريهها و عبادات هم خيمه شب بازى نيست، تصنّع هم نيست، بازى هم نيست كه بخواهند اين كارها را بكنند و به مردم تمرين دهند؛ حالشان اينطور بوده، امام حالش حال مناجات بوده، حالش حال طلب بوده، حالش حال درخواست بوده.2
- الرّگى: طالبى.
- تفسير آيه نور ﴿الله نور السموت و الارض﴾، ص 101 ـ ص 111
