
نگاهی بر رابطه خودشناسی و خداشناسی
من عرف نفسه فقد عرفه ربّه
درباره خودشناسی و راه های شناختن خود همواره سوال های زیادی مطرح بوده است؛ همچنین در مورد ارتباط خودشناسی و خداشناسی مطالب بسیاری گفته شده و هر شخص و مکتبی از دیدگاه خود به آن پاسخ داده است؛ اما پاسخ مکتب عرفان به این پرسش ها چیست؟ و این جمله که برخی از عرفای معاصر (آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی) گفته اند که: «خودشناسی همان طریق خداشناسی است که به واسطه تربیت نفس به دست استاد خبیر تحقق پیدا می کند» چه معنایی دارد؟
نگاهی بر رابطه خودشناسی و خداشناسی
5این کنایه از این است که همیشه انسان باید همّتش بلند باشد مثل آن سی تا مرغ که گفتند: ما باید برویم و پیدا کنیم؛ چشمه، آنها را گول نزد، آب آنها را گول نزد. مثلاً طایفه کبوتران که به مانند خودشان مایل بودند، آنها یکجا پایین آمدند، آنها امثال خودشان را دیدند و گول نخوردند؛ امثال انسان در شرف و مقام و فلان و فلان گول نخوردند، هی رفتند، رفتند، رفتند و گفتند که ما میرویم دنبال سیمرغ تا پیدا کنیم؛ آخر تا کی ما در جهالت باقی باشیم؟! آفتاب هم به آنها تابید، اعتناء نکردند، رفتند و به مقصد هم رسیدند. حکایت، خیلی حکایت لطیفی است و خیلی لطیف و خوب این معنا را برای انسان مجسّم کرده است.
این قضیّه «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه» به اصطلاح منطقی عکس نقیض آیه ﴿نَسُواْ ٱللَهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾1 «خدا را فراموش کردند و خداوند نفس آنها را از یاد آنها برد» میباشد. آیه قرآن [که دارد] ﴿نَسُواْ ٱللَهَ﴾ «اینها خدا را فراموش کردند، خدا نفسهای آنها را از یادشان برد.» یعنی چه؟
یعنی کسی که نفسش از یادش نرود و متوجّه نفسش باشد و عارف به نفسش باشد، همیشه به یاد و ذکر خداست و به یاد لقاء و عرفان خداست؛ پس عرفان خدا مترتّب بر چیست؟ مترتّب بر شناخت خود انسان است؛ و این راه هایی هم که در شریعت مطهّر ذکر شده، همه اینها برای همین معناست و معنایش این است که انسان را پاک کند و لذا می گوییم که هر عملی که برای خدا باشد قبول است. «برای خدا» یعنی چه؟ یعنی غرضی، مرضی، نیتّی، ریایی، چیزی در آن نباشد؛ للّه باشد که انسان را پاک می کند و به همان سیمرغ و همان مقصد می رساند.
نماز بخوان، برای طهارت نفس؛ روزه بگیر، برای طهارت نفس؛ انفاق کن، برای طهارت نفس. خدا نمیتوانست مثلاً یک مالی بدهد و تمام این فقرای دنیا هم غنی بشوند؟! چرا به ما میگوید: باید بروی زحمت بکشی، عرق بریزی، آنوقت بروی خمسش را بدهی؟! خب، این تطهیر است؛ خمس دادن، تطهیر نفس است.
- .سوره الحشر (٥٩) قسمتی از آیه ١٩.
