
عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند
عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند
این مقاله به بررسی تعامل و نقش سه عنصر مهم یعنی عقل، قلب و شرع در شناخت و معرفت انسان، میپردازد و اثبات می کند که عقل و قلب و شرع هر سه از یک حقیقت حکایت می کنند و برای رسیدن به شناخت کامل و سعادت واقعی، انسان باید از هر سه عنصر عقل، قلب و شرع استفاده کند.
عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند
7و نيز در «كافى» از محمّد بن يحيى، مرفوعاً، قَالَ: قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «مَنِ اسْتُحْكِمَتْ لِى فِيهِ خَصْلَةٌ مِنْ خِصَالِ الْخَيْرِ، احْتَمَلْتُهُ عَلَيْهَا وَ اغْتَفَرْتُ فَقْدَ مَا سِوَاهَا؛ وَ لَا أَغْتَقِرُ فَقْدَ عَقْلٍ وَ لَا دِينٍ؛ لِانَّ مُفَارَقَةَ الدِّينِ مُفَارَقَةُ الأَمنِ، فَلَا يَتَهَنَّأُ بِحَيَوةٍ مَعَ مَخَافَةٍ. وَ فَقْدَ الْعَقْلِ فَقْدُ الْحَيَوةِ وَ لَا يُقَاسُ إلَّا بِالامْوَاتِ»1.
لزوم متابعت از عقل و قلب و شرع در آيات و روايات و ادعيه
بارى، در آيات قرآن كريم و اخبار معصومين سلامُ اللهِ عَليهم أجمعين به هر سه موضوع از تقويت عقل و تقويت قلب و لزوم متابعت شرع تأكيد شده است. و در دعاها و مناجاتها تقويت هر سه را از ذات اقدس حضرت احديّت خواستار شدهاند.
أمير المؤمنين عليه السّلام در ضمن ادعيه خود در «نهج البلاغة» بدرگاه خداوندى عرضه مىدارد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَمْ يُصْبِحْ بِى مَيِّتًا وَ لَا سَقِيمًا، وَ لَا مَضْرُوبًا عَلَى عُرُوقِى بِسُوءٍ، وَ لَا مَأْخُوذًا بِأَسْوَإِ عَمَلِى، وَ لَا مَقْطُوعًا دَابِرِى، وَ لَا مُرْتَدًّا عَنْ دِينِى، وَ لَا مُنْكِرًا لِرَبِّى، وَ لَا مُسْتَوْحِشًا مِنْ إيمَانِى، وَ لَا مُلْتَبِسًا عَقْلِى، وَ لَا مُعَذَّبًا بِعَذَابِ الامَمِ مِنْ قَبْلِى»2.و3و4
- أمير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: كسى را كه حقّاً دريابم كه در او يك خصلت از خصلتهاى نيكو استوار است، من تمام نيكوئىها را بر آن خصلت حمل مىكنم، و فقدان سائر خصلتها را ناديده مىگيرم. وليكن من فقدان دين و فقدان عقل را نمىتوانم ناديده بگيرم.
چون هر جا دين نباشد امنيّت نيست. و معلوم است كه زندگانى با وجود نگرانى و ترس، گوارا نمىباشد. و فقدان عقل همان فقدان حيات است؛ و نبايد كسانى كه عقل ندارند بچيزى سنجيده شوند مگر با مردگان.» - نهج البلاغة، ج 1، خطبه 213: «ستايش ويژه خداوندى است که مرا به صورت مرده و بيمارى وارد بامداد نساخت و به امراض گوناگون و بدمنظر گرفتار نکرد (و آفتى بر رگها و اعضايم وارد ننمود) به کيفر بدترين اعمالم مجازاتم نکرد و مرا بى فرزند قرار نداد، و (نيز حمد و سپاس مخصوص اوست که) مرا مرتد از دين و منکر پروردگارم و متوحش از ايمانم و گرفتار به اختلال در عقلم نکرد، و به عذابهايى که امتهاى پيشين را با آن مجازات نمود، مجازات نکرد.
- در تطبيق مراحل سه گانه فطرت و عقل و شرع، در ضمن اذن دخول سرداب مقدّس حضرت امام زمان أرواحنا فِداه و سائر ائمّه معصومين، كه مرحوم مجلسى رضوانُ اللَه عَليه از نسخه قديمى از مؤلّفات اصحاب نقل مىكند و اوّلش اينست: «اللَهُمَّ إنَّ هَذِهِ بُقْعَةٌ طَهَّرْتَها وَ عَقْوَةٌ شَرَّفْتَها»، وارد است كه: «فَسُبْحانَكَ مِنْ إلَهٍ ما أرْأَفَكَ، وَ لا إلَهَ إلّا أنْتَ مِنْ مَلِكٍ ما أعْدَلَكَ؛ حَيْثُ طابَقَ صُنْعُكَ ما فَطَرْتَ عَلَيْهِ الْعُقولَ، وَ وافَقَ حُكْمُكَ ما قَرَّرْتَهُ فى الْمَعْقولِ وَ الْمَنْقولِ».
- حسينى طهرانى، سيد محمد حسين، مهر تابان، يادنامه و مصاحبات تلميذ و علامه عالم ربانى علامه سيد محمدحسين طباطبائى تبريزى، 1جلد، ص 112 الی 121
- أمير المؤمنين عليه السّلام فرمودند: كسى را كه حقّاً دريابم كه در او يك خصلت از خصلتهاى نيكو استوار است، من تمام نيكوئىها را بر آن خصلت حمل مىكنم، و فقدان سائر خصلتها را ناديده مىگيرم. وليكن من فقدان دين و فقدان عقل را نمىتوانم ناديده بگيرم.
