اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تشیع مولانا و عظمت کتاب مثنوی

0

مقاله پیش رو که برگرفته از آثار حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی و حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سرهما می‌باشد، با رویکردی عرفانی به اثبات تشیع مولانا جلال الدین رومی رضوان الله علیه و عظمت کتاب مثنوی می پردازد. محوریت مطالب مقاله براساس تبیین این مسئله است که وصول به حقیقت توحید بدون ولایت اهل بیت علیهم السلام نه تنها ممکن نیست، بلکه اساساً شناخت و معرفت الهی از طریق شناخت و تبعیت از امام معصوم علیه السلام میسر می‌شود وعرفایی که به درجات بالایی از کمال و توحید رسیده‌اند، در نهایت به این حقیقت دست یافته‌اند، و آثار آن‌ها نیز مؤید این مطلب است. برخی از مهم ترین مطالب مقاله عبارتند از: لزوم سرسپردگی به مقام ولایت برای وصول به توحید، معرفت خدا در گرو معرفت امام، عدم وصول به لقاء خدا بدون تبعیت از امام، تشیع، حقیقت عرفان و سلوک، وصول به توحید بدون اسلام و تشیع محال است، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی شیعه خالص، اشعار مولانا در مدح اهل بیت و تبرّی از دشمنان ایشان، کلام بزرگان در مورد تشیع مولانا، عظمت کتاب مثنوی

تشیع مولانا و عظمت کتاب مثنوی

28
  • امروزه دیگر مولانا یک شخصیّت منحصر در قرن هفتم و متعلّق به یک سرزمین و فرهنگ خاصّ نیست. او متعلق به فرهنگ اسلام و تشیّع است و کسی که از آن جناب و مطالبش اطلاعی ندارد از مبانی اصیل و رشیق اسلام خبری نخواهد داشت.

  • امروزه دیگر مولانا در صورت یک عارف سنّی و یا شیعی مطرح نیست تا ما اثبات کنیم که از ما است، و یا اهل‌سنت دلیل آورند که از اهل‌تسنّن است. مولانا امروز به صورت یک چهره منحصر به فرد در تاریخ فرهنگ اسلام ثبت شده است، حال ما بر سر یکدیگر می‌کوبیم که از اهل‌سنت است یا شیعه. سنّت و تشیّع امروزه متأسفانه به صورت تحزّب و فرقه گرایی موجب سلب بسیاری از برکات و الطاف و نعمت‌ها شده است.

  • اهل‌سنت متأسفانه به محض اینکه مشاهده کنند نویسنده‌ای هر چند مبرّز و فرهیخته از میان جماعت شیعیان برخاسته است با تعبیرات ناشایست و توصیف به رفض و خروج از جماعت در صدد ردع و رفض او برمی‌آیند و اذهان را علیه او می‌شورانند و کتب او را از زمره کتب ضلال می‌شمرند، و بر این تعصّب، عنوان دفاع از کیان مکتب سنّت می‌گذارند و خود را در این اقدام و منهج محقّ و سزاوار می‌بینند، متأسفانه برخی از علماء ما نیز در مقابل این منهاج درست بعینه بر همین ممشا و مسیر حرکت می‌نمایند ولی بسیار ناموزون‌تر و ناشایسته‌تر، زیرا اگر در مشرب عامّه، مخالفت با علماء شیعه بر محور و مدار عدم قبول خلافت غاصبین و ظالمین به اهل بیت عصمت و طهارت قرار گرفته است، در مسئله مخالفت غیر مطّلعین از شیعه، مبنا، بر محوریّت عرفان و فلسفه و مبانی قویم این دو مدرسه است؛ گرچه به صورت و رنگ انتحال به سنّت مطرح می‌شود و این گناهی است نابخشودنی.

  • مخالفت با مثنوی به سبب اشتمال بر مبانی دقیق عرفان اسلامی

  • بسیاری از جهّال از آنجا که نمی‌توانند و تا ابد نیز نخواهند توانست که با مبانی رصین و پولادین فلسفه و عرفان اسلامی و تشیّع علوی و مدرسه اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین، به مقابله برخیزند و جز تحویل چرندیاتی چند و لاطائلاتی در صفحات و اوراق به مردم عوام مطلبی ندارند، از راه انتحال به سنّت و گرایش به عامّه وارد می‌شوند و مولانا و امثال او را از جهت دارا بودن کیش و مذهب تسنّن، محکوم و مطرود می‌سازند. و این نکته نهایت بی انصافی و دریوزگی علمی و فرهنگی است!