
اسرار و احکام حج (مجلس دوم)
حج و شرایط استفاده بهتر از این سفر
مطالب این جلسه برای افرادی که عازم بیت الله الحرام بودند، ایراد شده است. که در ادامه به اهمِّ عناوین مباحث مطرح شده در جلسه اشاره میکنیم: 1) تبین جایگاه حج در اسلام و دیدگاه اهل توحید 2) معنای و حقیقت حج ابراهیمی 3) رهایی از جمیع تعلّقات و توجّه به باطن و حقیقت اعمال حج 4) بررسی راههای بهرهمندی بیشتر از سفر معنوی حج 5) تأثیر رعایت آداب زیارت اماکن متبرکۀ مکّه و مدینه 6) حرم پیغمبر منزل واقعی انسان 7) تنظیم برنامه زیارتی با توجه به حال هر شخص. 8) پاسخ به سوالات افراد حاضر در مجلس
اسرار و احکام حج (مجلس دوم)
8باید دائماً این حالت تذلّل و خشوع در این سفر با انسان همراه باشد.
بنابراین وقتی که انسان حرکت میکند [باید] مانند یک بندهای [باشد] که آمده و دارد دعوت مولای خودش را اجابت میکند. اصلاً نباید به این فکر باشد که چقدر خرج کرده است، چقدر برای این سفر پول داده است و چقدر برای این قضیّه مبلغ گذاشته است! خدای نکرده مبادا این را به خود بگیرد و در تصوّر او این باشد که ما الآن این مبلغ را خرج کردیم و به مکّه آمدیم! یک بنده از خودش چیزی ندارد تا اینکه بخواهد آن را به رخ مولای خود بکشاند! چه یک میلیون خرج کند چه ده میلیون و چه صد میلیون، همه صفر است! دارد از کیسۀ دیگر خرج میکند و از کسیۀ دیگر خرج کردن که دیگر کم و زیاد ندارد! هرچه انسان بدهد مانند این است که اصلاً چیزی نداده است. پس انسان بایستی با این نیت که نه خرجی کردیم و نه داریم زحمتی را متحمّل میشویم و نهاینکه تعلّقی داریم، از منزل بیرون بیاید.
حج و کیفیت حال و هوا انسان در آن
وقتی که قدم میگذارد نباید دیگر در فکر خانه و منزل باشد! این خیلی مسئلۀ مهمیاست. متأسّفانه امروزه به این کیفیت عمل نمیکنند، افرادی که به مکّه و برای حج میروند، دائماً به منزلشان تلفن میزنند و از حال و احوال بچهها و [مسائل دیگر] سؤال میکنند. حاجی که میآید، نباید به منزل تلفن کند! آنها هم خدایی دارند، آنها هم برای خود نگهبان دارند و آنها هم حافظ دارند. حالا هر یکی دو هفتهای یک مرتبه عیب ندارد، اما نهاینکه بیایند هر روز تلفن کنند! آن هم مدام شروع کنند از اخبار این[شخص] و آن[شخص] و آن مُرد، و آن زنده شد، و آن عروسی کرد، و آن مریض شد، و آن فلان شد [صحبت کنند!] حاجی دیگر نباید به مسائلی که در منزلش میگذرد فکر کند، نباید به آن مطالب فکر کند، دیگر نباید به کارش فکر کند و نباید به اینکه دیگر چه بر سر مغازه و دکّان و دفتر و دستک آمده فکر کند. تمام اینها از سهم انسان کم میگذارد و تمام اینها موجب میشود که سهمیۀ انسان کم بشود.
