
اسرار و احکام حج (مجلس دوم)
حج و شرایط استفاده بهتر از این سفر
مطالب این جلسه برای افرادی که عازم بیت الله الحرام بودند، ایراد شده است. که در ادامه به اهمِّ عناوین مباحث مطرح شده در جلسه اشاره میکنیم: 1) تبین جایگاه حج در اسلام و دیدگاه اهل توحید 2) معنای و حقیقت حج ابراهیمی 3) رهایی از جمیع تعلّقات و توجّه به باطن و حقیقت اعمال حج 4) بررسی راههای بهرهمندی بیشتر از سفر معنوی حج 5) تأثیر رعایت آداب زیارت اماکن متبرکۀ مکّه و مدینه 6) حرم پیغمبر منزل واقعی انسان 7) تنظیم برنامه زیارتی با توجه به حال هر شخص. 8) پاسخ به سوالات افراد حاضر در مجلس
اسرار و احکام حج (مجلس دوم)
32سؤال: حالا ما که مدینهاول هستیم و بعد به مکّه میرویم، ولایت خودمان را چطور میشود عرضه کنیم؟
جواب: فرق نمیکند و در همانجا هم اینطور است. اتفاقاً یکی از مسائلی که من فراموش کردم این است که وقتی انسان میخواهد از مسجدالحرام بیرون بیاید، نمیتواند که بگوید: خدایا، خداحافظ! نمیشود که آدم به خدا خداحافظی بگوید! بلکه باید بگوید: السَّلامُ عَلیکَ یا رسول اللَه! التفات کردید؟ هردفعه که انسان میخواهد از مسجدالحرام بیرون بیاید باید السَّلامُ عَلیکَ یا رسول اللَه بگوید. عرضۀ ولایت این نیست که انسان بعد از طواف به زیارت پیغمبر برود! همانوقتی که انسان طواف و نماز و اعمال حج را انجام میدهد، باید در نیت او این باشد که: خدایا! این اعمال که من آمدم و از زندگی دست برداشتم و از همۀ تعلّقات و منزل و کاشانه و... دوری کردم و به متابعت از حضرت ابراهیم آمدم، خدایا همۀ اینها را مقدمۀ برای معرفت امام قرار بده! این است.
و مسئلۀ دیگر از مسائلی که مستحب است، این است که وقتی انسان همۀ این اعمال را تمام میکند، آنگاه در مقابل حجرالأسود بایستد. اگر انسان میتواند، برود و حجر را استلام کند و ببوسد، و این یک مطلب دیگری است و بهجای خود مستحب است. مطلبی که هست این است که حجرالأسود سنگی است که با سنگهای دیگر تفاوت دارد، فهم دارد؛ البتّه سنگهای دیگر هم فهم دارند ولی این فهم خاصّ به خودش را دارد، و شعور دارد و سعۀ وجودی او به یک نحوی است که تمام افرادی که از زمان حضرت آدم، زمانی که این سنگ از بهشت آمد، تا زمانی که قیامت برپا میشود به زیارت او میآیند، همۀ اینها را در نفس خودش میپذیرد و مطالب آنها را در خودش قرار میدهد و یادداشت میکند و در روز قیامت شهادت میدهد! مستحب است انسان در کنار حجرالأسود بایستد و اعتقادات خودش را به حجرالأسود عرضه بدارد که: «ای حجر، شاهد باش و در روز قیامت بیا و شهادت بده، من دارای این اعتقاد هستم!» انسان اعتقادات خودش را نسبت به خدا و قرآن و کعبه و ائمه علیهم السّلام و راه خود و مسیر خود بر حجرالأسود عرضه بدارد و بعد از او اعتراف بگیرد که باید بیایی و مرا با همین اعتقادات در روز قیامت و در مقام حساب و کتاب و میزان [تأیید کنی] و به این مطالبی که الآن گفتم شهادت بدهی! آن هم میآید شهادت میدهد؛ همۀ اینها را در پروندۀ هر شخصی بهطور خاص نگه میدارد و میآید و به این مطلب [شهادت میدهد!] این مسئلهای است که همه بزرگان هم این کار را انجام میدادند.
