
اسرار و احکام حج (مجلس اول)
پرسش و پاسخ راجع به اسرار و احکام فریضۀ الهی حج
در این جلسه ضمن پاسخ به سؤالات احکام حجاج بیت الله الحرام، به طرح چند موضوع معرفتی پرداخته میشود که در ادامه به چند مورد مهم آن اشاره میکنیم: 1) حقیقت نیت 2) خصوصیّات و آثار مکّه و مدینه 3) اذکاری که در هنگام طواف گفته میشود 4) معنای حقیقی و واقعی طواف به دور ولایت 5) کیفیت درخواست حاجی بیت الله الحرام در وقت زیارت از خداوند
اسرار و احکام حج (مجلس اول)
8ما باید بدانیم که رسول خدا ده سال در این مدینه راه میرفت و قطعاً قدمی که ما برمیداریم یک روز رسول خدا پای خود را در همینجا گذاشته است! با توجه به این مسئله حرکت کنیم و این مطلب را دائماً در میان خودمان مرور بدهیم و باید در نفس خودمان مرور بدهیم.
و در مدینه ذکر صلوات و لا إله الّا اللَه خیلی مهم است و با توجه به همین نکته، هرچه بیشتر حرکت کنید بهتر است. اگر حالی پیدا کردید رفتن در همین نخلستانهای کنار مدینه که هست و ساعاتی را گذراندن خیلی خوب است و خب تداعی همان خاطرات و مسائلی میشود که در همان زمانها انجام شده است.
جایی هست به نام بیتالأحزان ـ که الآن آن را جزء خیابان کردهاند، ولی آن کاروانها، آن کسانی که وارد هستند میدانند کجاست ـ که محلی بوده که حضرت زهرا سلام اللَه علیها به آنجا میرفتند.
سعی کنید در مکّه، هر وقتی را که میتوانید در مسجدالحرام بگذرانید! چه حال برای طواف داشته باشید یا نداشته باشید. و اصلاً نگاه کردن به خود کعبه عبادت است، و بهجای نماز طواف کنید: «الطَوافُ باِلبَیتِ صَلاةٌ؛ 1 طواف بهجای صلاة حساب میشود.» هرچه بیشتر طواف کنید بهتر است و اثر آن بیشتر است. هر شب رفتن در حِجر اسماعیل و دو رکعت زیر ناودان نماز خواندن خیلی مهم است و داریم که در آنجا دعا مستجاب میشود.
از جمله جاهایی که در موقع طواف خوب است [بروید] محلی است که مادر امیرالمؤمنین در آن محل وارد کعبه شد و حضرت را به دنیا آورد، و الآن مشخص است که ترتیب آن سنگها با سایر سنگها تفاوت دارد، که به آن مستجار میگویند. خوب است انسان به آنجا برود و خودش را بچسباند، یعنی برود بالا ـ بهاصطلاح یک شاذروان و بلندی در کنار دارد ـ و بایستد. البتّه ممانعت میکنند ولی خب اگر مجالی پیدا شد، خوب است انسان خودش را آنجا، در آن محل بچسباند. تقریباً نزدیک رُکن یمانی است و یکمترونیم تا رکن یمانی فاصله دارد.
- مستدرک الوسائل، ج ٩، ص ٤١٠؛ عوالی اللّئالی، ج ١، ص ٢١٤.
