نقد دیدگاه احساسی نسبت به واقعۀ عاشوراء
7میفرمودند: شاعری وارد بر مردم حَلَب گفت:
گفت:
آری، لیک کو دور یزید *** کِیْ بُد است آن غم، چه دیر اینجا رسید چشم کوران آن خسارت را بدید *** گوش کرّان این حکایت را شنید در دهۀ عاشورا حضرت آقای حدّاد بسیار گریه میکردند، ولی همهاش گریه شوق بود. و بعضی اوقات از شدّت وَجد و سرور، چنان اشکهایشان متوالی و متواتر میآمد که گویی ناودانی است که آب رحمت باران عشق را بر روی محاسن شریفشان میریزد.1
آری، مرگ برای سید الشّهداء سید مظلومان علیه السّلام عین درجه و ارتقاء و فوز و نجاح است. لهذا در روایت وارده در مبحث «معاد شناسی» آمد که در روز عاشورا هرچه آتش جنگ افروختهتر میشد و مصائب آن حضرت افزونتر، چهره منوّرش بر افروختهتر و شادابتر میشد.
تشریح حضرت حدّاد وقایع عاشورا را همچون امام حسین علیه السّلام
وَ کان الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَائِصِهِ تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْکُنُ نُفُوسُهُمْ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ:
انْظُرُوا لا یُبَالِی بِالْمَوْتِ!
فَقَالَ لهم الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلامُ: صَبْرًا بَنِی الْکِرَامِ! فَمَا الْمَوْتُ إلّا قَنْطَرَةٌ یَعْبُرُ بِکُمْ عن الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّآءِ إلَی الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِیمِ الدَّائِمَةِ. فَأَیُّکُمْ یَکْرَهُ أَنْ یَنْتَقِلَ مِن سِجْنٍ إلَی قَصْرٍ.!؟
إنَّ أَبِی حَدَّثَنِی عن رسول اللَه صلّی اللَه عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ: إنَّ الدُّنْیَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْکَافِرِ؛ وَ الْمَوْتُ جِسْرُ هَؤُلَآءِ إلَی جَنَّاتِهِمْ، وَ جِسْرُ هَؤُلَآءِ إلَی جَحِیمِهِمْ. مَا کَذَبْتُ وَ لا کُذِبْتُ!2
«ولیکن حال حسین بن علیّ سید الشّهداء علیه الصّلاة و السّلام و بعضی از یارانش که با وی بودند چنین بود که رنگ صورتهایشان میدرخشید و اعضاء و جوارحشان آرام میگرفت، و نفَسهایشان بدون اضطراب و آرام بود. در این حال بعضی از آنها به بعض دیگر گفتند:
ببینید! این مرد ابداً از مرگ ترسی ندارد؛ و آن را ساده و بدون اهمّیت میشمرد!
حضرت سید الشّهداء صلوات اللَه علیه به آنها گفت: ای فرزندان بزرگ زادگان، و ای عزیزان بلند پایه و ارجمند! صبر و تحمّل و شکیبائی پیشه گیرید! چراکه مرگ چیزی نیست مگر به مثابه پلی که شما را از روی خود عبور میدهد از گرفتاری و شدّت و مضرّت، بهسوی بهشتهای وسیعه و نعمتهای جاویدان إلهیّه! پس کدامیک از شما خوشش نمیآید که از زندانی بهسوی قصری انتقال یابد؟!... بهدرستیکه پدرم برای من روایت کرد از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله که: دنیا زندان مؤمن است و بهشت کافر. و مرگ پل عبور است برای اینان بهسوی بهشتهایشان، و پل عبور است برای آنان بهسوی دوزخ گداختهشان. نه من دروغ میگویم، و نه به من دروغ گفته شده است.»
- روح مجرّد، ص٧٨.
- معانی الاخبار، باب مَعنی المَوت، حدیث ٣، ص ٢٨٨ و ٢٨٩؛ و معاد شناسی، از دوره علوم و معارف اسلام، ج ١، مجلس سوم، آخر مجلس.

