نقد دیدگاه احساسی نسبت به واقعۀ عاشوراء
14یادم است یک دفعه که مرحوم آقای مطهّری آمده بودند خدمت ایشان ـ چون هر هفته آقای مطهّری خدمت ایشان میرسیدند ـ من هم اتفاقاً چند دقیقهای در آنجا بودم ـ چون میآمدم و چایی میگذاشتم و میرفتم ـ صحبت راجع به کتاب معاد شناسی ایشان شد.1 اگر ملاحظه کرده باشید ایشان در پایان هر مجلس یک روضه هم به مناسبت آوردهاند؛ آقای مطهّری به ایشان پیشنهاد میکرد: «آقا خوب است این روضهها حذف شود و این کتاب به صورت یکپارچه مطرح بشود!» ایشان فرمودند:
تمام آثار آن مجلس در همین روضه ظاهر میشود، و یک کلمه از این روضه نباید حذف شود.
التفات کردید؟! این خیلی عجیب است! یعنی ایشان این مطلبی را که آقای مطهّری گفتند، نمیفهمید؟! این چیزی است که به ذهن همۀ ما میرسد؛ ولی ایشان چه واقعیّتی را ادراک کرده که گفته است: «آن اثری که این مجلس دارد با این روضه تثبیت میشود»؟ لذا به ما میگفتند:
وقتی که مجلس مرا میخوانید، نروید به مجلس بعد؛ دنبالهو روضهاش و آن چند کلمهای را هم که من به عنوان ذکر مصیبت در پایان آن مسئله آوردم، تا آخر مطالعه کنید، بعد بروید سراغ مجلس بعد!
یعنی این روضهای که در پایان مجلس است، عبارت است از: آن نورانیّت و حقیقتی که انسان را به مبدأ این نورانیّت، که سیّدالشّهدا علیه السّلام است، متّصل میکند. لذا وقتی متّصل شد آن مطالب علمی که قبلاً خوانده و صحبتهایی که در آن مجلس شده است اثر خودش را میگذارد. اینقدر ایشان نسبت به واقعۀ کربلا و آثار و برکاتش عجیب بودند که میفرمودند:
زنده باشم یا مرده، یک کلمه از این کتابهای من نباید حذف بشود، حتّی بعد از فوتم دست به این کتابها نباید زده شود. عین همینها باید وجود داشته باشد.
معلوم میشود این مطلب صرفاً یک مصیبت ظاهری و احساسات و عواطف نیست، صرفاً یک برانگیختن نیست؛ مسئله، بردنِ در حال و هوای امام حسین علیه السّلام است. ایشان میخواهند انسان را در آن حال و در آن وضع ببرند؛ و الاّ این جریانات و قضایا همیشه در طول تاریخ اتّفاق افتاده است، چقدر جنایات توسط همین ستمگران تاریخ و حاکمان ظالم اتّفاق افتاده است؟! آتشها زدند، افراد را سر بریدند، تیر زدند و تیر باران کردند و چه کردند!
- لازم به ذکر است که در آن وقت هنوز کتاب معاد شناسی چاپ و منتشر نشده بود، و نسخه خطّی آن را مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ به مرحوم مطهّری نشان داده بودند.

