نقد دیدگاه احساسی نسبت به واقعۀ عاشوراء
13بلی، اینان توسّل را برای قضای حوائج دنیوی نمیکنند، و همچون عوام بهواسطۀ غلبه احساسات اشک از دیده نمیافشانند، و امام علیه السّلام را برای مسائل دنیوی نمیخواهند، و توسّل را فقط در برقراری مجالس تکراری و تبدّل آن به یک عادت روزمرّه نمیدانند، و صِرف گریه بر سیّدالشّهداء را موجب قرب به حقّ و تجرد نفس و اکتساب فضایل معنوی نمیشمارند.1
رغبت و شوق فوقالعاده عرفا و اولیای الهی نسبت به احیای ذکر اهلبیت
این اولیای الهی نسبت به جریاناتی که انجام میشود نهاینکه بیتفاوتاند، هزار بار از ما نسبت به احیای ذکر اهلبیت راغبتر و شائقتر هستند. مرحوم آقا به عنوان یک تکلیف به ما توصیه میکردند که در ایّام محرّم وظیفه شما این است که بروید و از مقاتل برای مردم بگویید. حتّی میگفتند:
«در دهۀ عاشورا درس نخوانید، میمنت ندارد. مقتل بخوانید، تاریخ عاشورا را بخوانید و اینها را بروید برای مردم بگویید!»
در برگزاری مجالس همه به اتّفاق میگفتند: آنقدر که اخلاص در مجالس آقای طهرانی وجود دارد، در خود ما وجود ندارد. بنده از آقایانی که در همان موطن ایشان، خودشان هم مجلس داشتند شنیدم که گفتند: «این را ما میدانیم که آن اخلاصی که در اینجا هست، در میان ما نیست.» اولیای الهی اینطور بودند؛ خودشان بلند میشدند و سینه میزدند، خودشان مدّاح و ذاکر را دعوت میکردند و اگر روضه میخواند و کم سینه میزد او را توبیخ میکردند که چرا امروز کم سینه زدی؟! چرا کم روضه خواندی؟! اگر ما منبر میرفتیم و با صدا روضه نمیخواندیم یا اینکه کم روضه میخواندیم، ما را توبیخ میکردند. حال و وضعیّت خودشان در آن منبرهایی که سابقاً در طهران میرفتند اینطور بود.
مرحوم علامه طهرانی: «منبری که در او روضه نباشد مانند غذایی است که نمک ندارد!»
ایشان میفرمودند: «منبری که در او روضه نباشد، مثل غذایی است که نمک ندارد!» و نسبت به بعضی از افراد اعتراض داشتند.
- اسرار ملکوت، ج٢، ص ١٨٣.

