نقد دیدگاه احساسی نسبت به واقعۀ عاشوراء
12بنابراین آن شَعَفَی که مرحوم آقای حدّاد در روز عاشورا و در ایّام محرم داشتند و هرچه به ایام روز عاشورا نزدیکتر میشد، ما میدیدیم که حالت ابتهاج ایشان عجیبتر میشود، قرمزتر میشوند، انگار دیگر کمکم به روز عاشورا که میرسد دیگر در پوست خودشان نمیگنجیدند، این برای این است که مدام دارد به آن حقیقت میرسد، مدام به آن واقعه نزدیک میشود، مدام آن قضیّه اتفّاق میافتد آن چرا که او الآن میبیند اتفاق میافتد. ولی ما نه، وقتی که همینطور که میگذرد و به روز عاشورا نزدیکتر میشویم دائما مصیبت و غم و اندوه ما بیشتر میشود، روز اول محرم یک مقداری است، دوم که میشود، سوم، همینطور چهارم تا روز عاشورا که میشود خب این سیرِ ما است، اشکال ندارد، خب ما همین هستیم و باید هم همینطور باشیم.ولی در این بین یک خُرده خودمان را به آن سمت بکشانیم، به آن فضا بکشانیم، به آن افکار بکشانیم، به آن مراتب بکشانیم، این منظور ایشان در روح مجرّد بوده.1
حالات علامه طهرانی در مجالس سیدالشهداء
و اما نسبت به مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ اینجانب در تمام مدت عمر خود احدی را ندیدم که اینقدر به حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام مانند ایشان عشق بورزد و از هر فرصتی برای اقامه مجالس عزا و ذکر استفاده کند. ایشان نه تنها ما را ملزم به اقامه مجالس عزا و ذکر اهلبیت ـ چه در مشهد و یا در سایر امکنه ـ مینمودند، بلکه مجبور میکردند که ذکر مصیبت را با صدای بلند بخوانیم، و اگر کسی تخطّی میکرد مؤاخذه مینمودند. در تمام مدت دو ماه محرّم و صفر در منازل دوستان و رفقای خود، صبحها مجالس روضه و مصائب اهلبیت دائر بود و خود در آن شرکت مینمودند. در روزهای عاشوراء ما را ملزم میکردند که در منبر به نوحهخوانی و سینهزنی بپردازیم، و خود درحالیکه عمامه از سر برداشته بودند بلند میشدند و همراه با مردم به سینهزنی میپرداختند. در شبهای جمعه در مشهد مجلس روضه مختصری با حضور حدود بیست نفر در منزلشان منعقد بود، و فقط ذاکر به ذکر مصیبت میپرداخت و صحبت دیگری در میان نبود و سپس اطعام میدادند. حال، آیا بیانصافی نیست که ما بیاییم و بگوییم: ایرادی که بر عرفا وارد است این است که کمتر توسّلی به ذوات مقدّسه ائمه معصومین علیهم السّلام میکنند و بیشتر به ذکر سخنان توحیدی میپردازند؟! اگر اینها توسّل نیست پس توسّل در چیست؟
- مبانی سیر و سلوک الی اللَه، مجلس٢٣ (١٤٣٠/١٢/٢٧).

