نقد دیدگاه احساسی نسبت به واقعۀ عاشوراء
10آن دیدگاهی که مرحوم آقای حدّاد نسبت به جریان عاشورا داشتند، آن دیدگاه، دیدگاه مراتب فیض پروردگار و ورود اسماء کلیّۀ جمالیّۀ پروردگار در نفس حضرت سیدالشهدا است به تمام معنی الکلمه و استیعاب تمام عالم وجود در تحتِ ولایت و نفس او بوده بهواسطۀ این قضیّهای که در کربلا پیش آمده است.
آقای حدّاد به این مرارتها، مصیبتها، بلایا، جنایتها، این فاجعههایی که نظیرش اتفّاق نیفتاده نگاه میکند. اینها برای سیدالشّهدا چه کرد و او را به کجا رساند؟ به مقام شفاعت کبری رساند به مقامی رساند که اولین از خلقت خدا تا آخرین از خلقت خدا که در ابدیت است همه سر سفره و ریزهخوار سفره امام حسین هستند! آدم سر سفره است، ابراهیم سر سفره، موسی سر سفره است و اولیاء، عرفا، بزرگان، ملائکه، جن و انس هر خلقتی که خدا کرده و خواهد کرد در بینهایت ازلی و در بینهایت ابدی و سرمدی بر سر سفره امام حسین هستند این را اگر کسی درک بکند، اگر کسی بفهمد، چه حالی پیدا میکند؟ چه حالی پیدا میکند؟ دیگر میتواند در پوستش بگنجد؟! دیگر میتواند اصلاًروی پای خودش قرار داشته باشد؟
یک مثالی من برای شما میزنم گاهی اوقات در انسان یک حالات شعفی پیدا میشود، آدم اصلاً در آن حال شعف کاری انجام میدهد که توجّه اطرافیان را جلب میکند. میگویند چه خبرت است چی شده که اینقدر شنگولی؟ این قدر خوشحالی؟ چه خبر است؟!! چی شده مگر؟ برای انسان یک حال شعف فیالجمله پیدا شده انسان نمیتواند تحمّل کند؟!
در یکی از مجالس سیدالشّهدا علیه السّلام در صبح یکی از رفقا در زمان مرحوم آقا در سابق، وقتی که آن روضهخوان روضه امام حسین و اینها را میخواند، یکی از رفقا خدا رحمتش کند، مقاماتی و مراتبی داشت در کنار من نشسته بود و همینطور گریه میکرد، زار زار گریه میکرد و من یکمرتبه دیدم چنان حال عجیبی پیدا کرد، آنچنان حال عجیبی پیدا کرد، صورتش قرمز شد، برافروخته شد بشاش شد درعینحال که داشت همینطور گریه میکرد، گریهاش قطع نشد ولی یکمرتبه عوض شد بهجتی و بهائی پیدا کرد حتی بنده را هم تحت تأثیر قرار داد خیلی عجیب انگار به یک نفر تمام عالم را بدهند، تمام عالم را بدهند چه حالی پیدا میکند؟! بعد که قضیّه تمام شد بعدها من از او سؤال کردم گفت: در حین اینکه این روضه خوانده میشد و مطالب امام حسین گفته میشد، یکدفعه برای من یک جرقه زده شد، عجب! آنچه را که خدا به امام حسین داد اگر صدها عاشورا تکرار بشود به گَردَش نمیرسد، صدها عاشورا تکرار بشود آنچه را که داده شد آن مصائب به گرد آن نمیرسد، تازه من این را میخواهم به شما بگویم که این بنده خدا که در مجلس امام حسین در حال تأثر و در حال بکاء همینطور گریه میکرد فقط برایش یک جرقّه زده شد، شما بیایید نگاه کنید و ببینید که بر سر آقای حدّاد چه آمده؟! او که دیگر همۀ مسائل را فهمیده، او که دیگر همۀ اوضاع در دستش است، او که در همانجایی قرار گرفته که زیر سایه امام حسین قرار گرفته در همانجایی که خود امام حسین است، او دیگر چه حالی دارد؟ من این را میخواهم بگویم تازه آقای حداد یک میلیارد آن را در روزهای کربلا ظاهر میکرد یک میلیاردش را، ما کجاییم؟! این شادی یعنی شادی به معنای بزن و بکوب است؟! یعنی همانطوریکه در زیارت عاشورا است؛

