
چگونه در زمره اصحاب سیدالشهداء علیهالسلام قرار بگیریم؟
سِرّ معیّت و اتحاد اصحاب با امام حسین علیهالسلام
چگونه در زمره اصحاب سیدالشهداء علیهالسلام قرار بگیریم؟
9أنا مَن أهویٰ و مَن أهویٰ أنا *** نحنُ روحانِ حلَلنا بَدَنا1 یعنی: «من آن کسی هستم که هوای او را دارم و آن کسی هم که من هوای او را دارم، او من است؛ من هیچم، دوتا نیستم، یکی هستم!»
لذا آثار وحدت بین این دو پیدا میشود؛ یک روز پیغمبر مسرور میشود، سلمان هم در خانۀ خودش مسرور میشود، یک وقت پیغمبر محزون میشود، او هم در خانۀ خودش محزون میشود.
شیعَتُنا منّا، خُلِقوا من فاضلِ طینَتِنا و عُجِنوا بماء وِلایتِنا، یحزَنونَ لحزنِنا و یَفرحون لفَرَحِنا؛ 2 «شیعیان ما از ما هستند و طینت آنها به آب ولایت ما خمیر شده است، و از جملۀ آثارشان این است که به حزن ما محزون میشوند و به سرور ما شاد میشوند.»
و این لازمۀ معیّت است.
شاعری این را خوب تشبیه کرده است ـ ولی من بهدست نیاوردهام که اصل این شعر برای کیست؛ البتّه مرحوم صدرالمتألّهین در أسفار شاهد میآورد، ولی نمیگوید که اصلش برای کیست؛ ولی هرکه گفته است، واقعاً خوب تشبیه کرده است ـ و گفته است:
رَقَّ الزُّجاج و رقّتِ الخَمرُ *** فَتَشابَها و تَشاکلَ الأمرُ فَکأنّما خَمرٌ و لا قَدَحٌ *** فَکأنّما قَدَحٌ و لا خَمرٌ3 وقتی شما این شراب را در یک شیشۀ صاف و درخشنده میریزید، شیشه بیرنگ است و این شراب رنگی دارد؛ وقتی که نگاه میکنید این شیشه اینقدر صاف است که هیچ خودنمایی ندارد، مثلاینکه اصلاً شراب است و شیشه نیست و ظرف ندارد، و مثلاینکه شیشه است و شراب نیست. آن رقّت و طهارت ذات آن شیشه و رقّتِ آن خمر و لطافت آنها موجب شده است که تمییز بین این دو از بین برود. اگر شیشه سیاه باشد و شراب زرد باشد و یا اگر شیشه کدر باشد و شراب صاف باشد، فایده ندارد؛ و اگر شراب کدر باشد و شیشه صاف باشد، فایده ندارد. اینطور تشبیه میکند:
رقّ الزّجاج؛ «شیشه چقدر رقیق و صاف است و یک خط هم در آن نیست،» و رَقَّت الخَمرُ؛ «خمر هم خیلی پاک و صاف است،» فتَشابَها؛ «و این دوتا با هم مشتبه شدهاند،» و تَشاکلَ الأمرُ؛ «امر مشکل شد.» فَکأنّما خمرٌ و لا قَدَحٌ؛ «مثلاینکه شراب است و اصلاً قدحی نیست،» فَکأنّما قَدَحٌ و لا خمرٌ؛ «یا مثلاینکه قدح است و خمری نیست.»
- دیوان حلاّج، ص ١٥٨.
- بحار الأنوار، ج ٥٣، ص ٣٠٣؛ شجرة طوبیٰ، حائری مازندرانی، ج ١، ص ٣.
- حضرت علامه طهرانی ـ قدّس اللَه سرّه ـ در اللَه شناسی، ج ٢، ص ٢٨٨، به نقل از أعیان الشیعة، ج ١١، ص ٣٢٧؛ و ریحانة الأدب، ج ٨، ص ٩٣، این دو بیتی را از صاحب بن عبّاد میدانند.
