
چگونه در زمره اصحاب سیدالشهداء علیهالسلام قرار بگیریم؟
سِرّ معیّت و اتحاد اصحاب با امام حسین علیهالسلام
چگونه در زمره اصحاب سیدالشهداء علیهالسلام قرار بگیریم؟
25امام حسین در بعضی از جاها حرکت نمیکرد میایستاد. در بعضی از جاها حرف میزد. قیامش، قعودش، جلوسش حساب دارد، حضرت ده سال با معاویه نجنگید با اینکه میتوانست بگوید آن عهدنامه برای برادر من است به من چه مربوط است؟ برادرم عهد کرده که صلح کند. اگر زنده بود خودش مکلّف بود، من که نیستم، من که این کار را نکردم، الآن هم او نیست میتوانم به معاویه بگویم «بنده عهد و صلح نکردم.»
اگر معاویه به من بگوید: «تو امام هستی، عجب! تو امام هستی پس چرا در جای من نشستهای بلند شو و بیا پایین» در مقابل معاویه حرف برای زدن هست، ولی حضرت احترام معاهده برادر را نگه داشت به عنوان امامت نه به عنوان برادری! به عنوان امامت که «الإمامة کلمة واحدة و الإمامُ نورٌ واحدٌ یَتَشَکّلُ بِأشکالٍ مختلفة فی الأزمِنة المُتوالِیَة» هر کدامیک از اینها یک ظهور دارند، نور یکی است، حقیقت یکی است، مبدأ یکی است.
این واقعیّت را ما باید در امام حسین پیدا کنیم، اتفاقاً در امام حسین همۀ اینها بوده است، یعنی امام حسین صلح داشته، جنگ داشته، سکوت داشته، صحبت داشته است، حرکت داشته است، نحوه برخورد با افراد مختلف داشته است، یعنی کم در میان ائمه اتفاق میافتد کسی که در زندگی خود همۀ حالات مختلفۀ حیات را تجربه کرده باشد ولی در امام حسین همۀ اینها بوده است
ملاک برای سوار شدن بر کشتی نجات امام حسین
«سفینةالنجاة» بودن امام حسین یعنی این، یعنی این که انسان بیاید کار و مرام و روش حضرت را یکبهیک نگاه کند، ملاحظه کند و بعد ببیند که خودش تا چه مقدار پایبند است؟ تا چه مقدار نسبت به آن مرام پایبند است؟ امام رضا سفره میاندازند و میگوید: همۀ آن افراد باید بیایند و سر سفره بنشینند، حتّی آن شخصی که اسطبلدار است آن هم باید بیاید. منزل امام رضا اینطور بود، همۀ میآمدند. سفره درجه اول نداشت که آقایان رؤسا همه در یک اطاق و تالار بنشینند و آقایان زیردست و وزرا در یکجا دیگر بنشینند و مدیرها هم یکجا دیگر بنشینند. و آن پایین، پایینها هم دیگر بیچارهها در آشپزخانه بروند و هرچه گیرشان آمد بخورند.
