
چگونه در زمره اصحاب سیدالشهداء علیهالسلام قرار بگیریم؟
سِرّ معیّت و اتحاد اصحاب با امام حسین علیهالسلام
چگونه در زمره اصحاب سیدالشهداء علیهالسلام قرار بگیریم؟
16لحوق «جَوْن» غلام سیاه به سیدالشهدا
اصحاب سیدالشهدا علیه السّلام همگی با آن حضرت معیّت پیدا کردند، حتّی آن غلام سیاه؛ سیدالشهدا علیه السّلام یک غلام داشتند به نام جَوْن. این غلام مال أبوذرّغِفاری بود و او را به حضرت بخشید. و در فنّ تعمیر اسلحه مهارت داشت.
در شب عاشورا که حضرت در خیمه خود به زمزمه مشغول بود و با اشعاری مترنّم بود:
یَا دَهْرُ أُفٍّ لَکَ مِنْ خَلِیلِ *** کَمْ لَکَ بِالإشْرَاقِ وَ الْأَصِیلِ مِنْ صَاحِبٍ وَ طَالِبٍ قَتِیلِ *** وَ الدَّهْرُ لَا یَقْنَعُ بِالْبَدِیلِ وَ إنَّمَا الامْرُ إلَی الْجَلِیلِ *** وَ کُلُّ حَیٍّ سَالِکٌ سَبِیلِی1و2 این غلام مشغول آماده کردن سلاح آن حضرت بود.
حضرت به همۀ اصحاب بشارت معیّت با خود را در عوالم دیگر داد. غلام سیاه باور نمیکند که خدا در روز قیامت او را با امام حسین محشور گرداند؛ غلام سراپا سیاه، زبانش درست نیست، مال مملکت دیگر است، قد و هیکل ندارد، لبها درشت و برگشته، موها مجعّد.
ولی اینها همه برداشته میشود؛ در عالم معنی اتّحاد ارواح است، سیاهی برداشته میشود، یک لباس زیبا در برش میکنند سفید، و بدنش مانند نقره خام میدرخشد.
پس از واقعه عاشورا جمعی بر معرکه عبور میکردند، دیدند در کنار کشتگان یک بدن افتاده و بوی عطری از آن متصاعد است که مانند آن به مشامشان نرسیده است؛ این بدن همان غلام سیاه بود، سیاه بود سفید شده بود، بویش معطّر شده بود، ملحق شده بود به حضرت مولای خود و مُطاع خود سیدالشهدا علیه السّلام.3
فانی بودن اصحاب سیدالشهدا علیه السّلام در ولایت آن حضرت
یک زیارت هست که امام علیهالسلام به اصحاب سیدالشهدا میفرمایند: «السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلِیَاءَ اللَهِ وَ أَحِبَّاءَهُ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَصْفِیَاءَ اللَهِ وَ أَوِدَّاءَهُ….بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی...»4 البتّه خب این مسئلۀ بأبی أنتم و أمّی، یک اصطلاح است که در مقام اظهار فوقالعاده زائد محبت و نزدیکی و بزرگداشت و تعظیم یک فرد، گفته میشود.
ببینید چقدر این مسئله بالاست، و چقدر دارای اهمّیت است و اصلاً مسئله کجاست؟! چون این زیارت، زیارتی است که از ناحیۀ امام علیهالسلام است و حضرت زیارت میکنند.
- ارشاد مفید، ص ٢٥١؛ و لُهوف، ص ٧١؛ و مقتل سیدالشهدا سید عبد الرّزّاق مُقرَّم، ص ٢٣٩؛ و در لهوف این نیم بیت را اضافه میکند: «ما أقْرَبَ الْوَعْدَ مِنَ الرَّحیلِ»
- نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٤١٢: «اُفّ باد بر تو ای روزگار؛ بد دوستی هستی! چه بسیار در وقت صبح و در وقت شب که گذشته است،
تو یار و همنشین خودت و طالب حق را کشتهای! و روزگار بَدَل قبول نمیکند و به بدل قناعت نمیورزد.
و فقط، امر و اراده بهدست خداوند بزرگ است. و هر یک از افراد زندگان، به همان راهی میروند که من میروم.» - مقتل مُقرَّم، ص ٢٨٩؛ و از مقتل عوالم، ص ٨٨ نقل میکند که حضرت درباره او دعا کردند:
اللَهمّ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَ طَیِّبْ ریحَهُ وَ احْشُرْهُ مَعَ محمد صلّی اللَه عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ وَ عَرِّفْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ ءَالِ محمد صلّی اللَه عَلَیْهِ وَ ءَالِهِ؛ فَکانَ مَنْ یَمُرُّ بِالْمَعْرِکَةِ یَشُمُّ مِنْهُ رائِحَةً طَیِّبَةً أذْکَی مِنَ الْمِسْکِ - مصباح المتهجد، ج٢، ص ٧٢٢؛ «...السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلِیَاءَ اللَهِ وَ أَحِبَّاءَهُ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَصْفِیَاءَ اللَهِ وَ أَوِدَّاءَهُ... بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی...»
