
علت تمایز واقعۀ عاشورا نسبت به سائر وقایع
سِرّ شاخص بودن واقعۀ عاشورا
علت تمایز واقعۀ عاشورا نسبت به سائر وقایع
8مرحوم آقای حدّاد این جواب را دادند و گفتند: این از امام است و امام هم خودش همین مطلب را به آنها میفرماید، به این دلیل که در جریان کربلا یک واقعه و یک حقیقت بیشتر حاکم نیست و آن واقعه و حقیقت سیدالشهدا است. همۀ اینها فانی هستند! دیگر حبیب بن مظاهری و مسلم بن عوسجهای نیست! یک نفر است و او هم همان امام حسین است! همان سیدالشهداء است! این که الآن جدا هستند، این بهخاطر این است که آن ابدان مطهّره بالأخره باید با خودِ بدن حضرت فرق داشته باشند. خب بالأخره اینها حساب و کتاب دارد. ولی در عالم واقع و در عالم معنا، همه در زیر یک خیمه هستند، آن خیمه، خیمۀ سیدالشهدا است؛ پس در واقع وقتی که شما به آن اصحاب خطاب میکنید، و آنها را مورد خطاب و مورد این کلمات مَکرمتآسا قرار میدهید، در واقع به سیدالشهدا خطاب میکنید. آنها [از هم] جدا نیستند؛ یک واقعیّت است، یک حقیقت است!
ولی درعینحال گویا مطلب آنطورکه باید و شاید برای حاضرین و آنهایی که در آنجا بودند جا نیفتاده بود.
شما ببینید یک عارف به جریان کربلا چطور نگاه میکند؟! میگوید: حبیبی دیگر در اینجا نیست، مسلمی در اینجا نیست، عابسی در اینجا نیست، همه یکی است، همه در تحتِ یک ولایت غرق هستند و همه در تحتِ یک ولایت فانی هستند. استقلال وجودی دیگر در میان آنها نیست، آنها همه جنبۀ ربطی پیدا کردهاند، نه جنبۀ استقلالی. جنبۀ حرفی پیدا کردهاند، نه جنبۀ اسمی. و جنبۀ حرفی که از خودش هویّت ندارد، هویّتش به طرفین این ربط بستگی دارد. این حرفهای بنده نیست! اهل فضل نسبت به این مسائل که بنده میخواهم عرض کنم.توجه بیشتری دارند.
از این واقعه باید به این کیفیت استفاده بشود. باید از این حادثه استفاده بشود ما از مجالس سیدالشهدا به هر مقدار که میتوانیم باید مطلب ادراک بکنیم، به همان اندازه کسب نورانیّت کردهایم، به همان اندازه! اگرنه، فرض کنید که مجلسی و فقط یک ذکر مصیبتی بود، فقط همین! خب آن به مقدارِ خودش است.
