اعمال و معارف توحیدی ماه ذیالحجه در آثار حضرت علامه آیتالله سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی جایگاهی ویژه دارد. در این نوشتار، از ویژگیهای دهۀ نخست ذیالحجه و جذبه موسوی در اربعین حضرت موسی علیهالسلام تا اهمیت مراقبه، محاسبۀ سالانه، صمت، جوع، سهر، عزلت و دوام ذکر توضیح داده میشود. سپس اعمال مهم این ماه همچون نماز دهۀ اول، روزههای مؤکد، اذکار توحیدیۀ موسویّه و شرح عمیق «لا إله إلا اللَه» در سراسر عالم بیان میگردد. بخش مهم دیگر، تبیین دعای عرفه، حقیقت توجه به عنایت الهی، مسیر تربیت روحی و کیفیت صحیح قرائت دعاست. در ادامه، اعمال شب و روز عرفه، عید قربان، اسرار قربانی و نیز عید غدیر با شرح معارف ولایت، فضیلت روزه و ثواب اعمال آن بررسی میشود.
اعمال ماه ذی الحجه و سفارشات اولیای الهی دربارۀ آن
7«لا إلهَ إلاّ اللَهُ عدَدَ أمواجِ البُحور؛ بهعددِ امواج دریاها، حقیقتِ لا إله إلاّ اللَه سَرَیان دارد.» خیلی عجیب است! «عددَ أمواجِ البُحور» یعنى چه؟ یعنى نهتنها خودِ دریا آن ظهورِ حقیقت لا إله إلاّ اللَه است و از خودش استقلال ندارد و آن واقعیّت توحیدى و وجودِ صِرف در این دریا سریان دارد، [بلکه] حتى حرکت او هم همان ظهور و تبلور واقعیت و مفهوم لا إله إلاّ اللَه است.
«لا إلهَ إلاّ اللَهُ و رحمتُه خَیرٌ مِمّا یَجمَعون!» هرچه هست در این جمله است! کجا مىروید؟! به چه توجه مىکنید؟! چه را جمع مىکنید؟! به چه تعلّق پیدا مىکنید؟! دنبال چه کسانى مىروید؟! جمع اموال، جمع نفوس، جمع اصدقاء، جمع اطرافیان؛ چرا از حقیقت لا إله إلاّ اللَه غفلت کردهاید؟! دنبال آن حقیقت بروید و رحمت خدا را ببینید که آن رحمت با شما چه مىکند! آن رحمت را کنار گذاشتهاید و دائماً کثرات را چسبیدهاید؟!
«لا إلهَ إلاّ اللَهُ و رحمتُه خَیرٌ مِمّا یَجمَعون!» [یعنی] رحمتى که در ظهور لا إله إلاّ اللَه در نفس شما پیدا مىشود، دیگر چیزى و تعلّقی را باقی نمیگذارد، دیگر توجّه به کثرتى و صحبت از این چرتوپرتها را باقى نمىگذارد! صحبت از اینکه «اینجا این کار را بکنیم»، «آنجا این کار را بکنیم»، «چرا اینجا اینطور شد؟!»، «اى واى! این بالا رفت! بر سرمان بزنیم!»، «اى واى حالا آن پایین آمد!»، «آى ضرر کردیم، آى نفع بردیم» را باقى نمىگذارد! آن رحمتى که در تجلّى لا إله إلاّ اللَه بر نفس و قلب مىآید، دیگر براى این جمع و تفریقها چیزى باقى نمىگذارد.
«لا إلهَ إلاّ اللَهُ عدَدَ الشَّوکِ و الشَّجَر؛ بهاندازۀ خارها و درختان، لا إله إلاّ اللَه.»
«لا إلهَ إلاّ اللَهُ عَدَدَ الشَّعرِ و الوَبَر؛ بهاندازۀ تکتک موى حیوانات و کُرکِ آنها، تجلّى لا إله إلاّ اللَه وجود دارد.» عجیب است!
«لا إلهَ إلاّ اللَهُ عدَدَ الحَجَرِ و المَدَر؛ بهمیزان سنگها و کلوخهاى عالَم ـ نهتنها زمین! ـ واقعیتِ لا إله إلاّ اللَه است. دیگر خدا چطور خودش را معرفى کند؟! چطور بگوید من همهچیزم؟! چطور بگوید من همهجا هستم؟! چطور آن معناى صرافت خودش را بخواهد همهجا بیان کند؟!

