
اعمال ماه شعبان و اهمیت آن
و سیرۀ ائمه و اولیاء الهی در این ماه
مقالۀ پیش رو، در مقام بیان اهمیت ماه شعبان و اهمیت آن است که از سخنان حضرت علاّمه طهرانی و آیتاللَه سیّد محمدمحسن طهرانی برگرفته شده است.
اعمال ماه شعبان و اهمیت آن
7در تمام اين موارد ما مشاهده مىكنيم كه روزه، نقش مهمى براى تلقّى اين عنايات و فيوضات دارد.1
لذا خیلی به روزۀ این دو ماه توصیه شده است و خيلى آثار پُربركتى برای آن وارد است؛ البته براى كسى كه مانعى نداشته باشد، ناراحتى نداشته باشد، ضعف بر او غلبه نكند، موقعيّت و شرایطش مناسب باشد؛ و اگر نه، به همان مقدار اندك اكتفا كند: ميزان غذا را در این سه ماه پايين بياورد، تا اينكه نفْس، بهتر بتواند از آن عنايات و بارقهها و نفحاتى كه بر قلب میوزد، بهرهمند بشود و خودش را درگير غذا و جهاز هاضمه نكند. آزاد باشد! وقتى كه آزاد بود، اين نفحات را بهتر مىتواند تلقّى كند.
لذا مرحوم علامۀ طهرانی میفرمودند كه رفقا سعى كنند حدّاقل هفتهای سه روز را در ماه رجب و شعبان روزه بگيرند، حالا آن چهار روزِ ديگر بسته به ميل خودشان؛ ولى سه روز را بگيرند كه اين فضيلت روزه را از دست ندهند. تا يك روز غذا میخورند و خلاصه بدن میخواهد دوباره عادت كند، فردا دوباره روزه میآید و اين مسئله را استمرار میدهد و جلو میبرد. براى افرادى هم كه روزه براى آنها هيچ مسئله و مشكلى نيست، همۀ ماه را روزه بگيرند؛ چه عيب دارد؟! همۀ ماه شعبان را روزه بگيرند و از بركات و فوائدى كه بر روزه و صائمين مترتّب است، بهره بگيرند و متنعّم باشند.2
5. رعایت سکوت و حفظ آرامش
یکی دیگر از دستورات بسیار مهمّ بزرگان دربارۀ ماه شعبان، مسئلۀ صحبتنکردن و حفظ آرامش است. صحبتِ زياد، و عمر را به صحبت گذراندن، از مايه و از كيسه خوردن است و [باعث] ازدست دادنِ اعمالِ انجامشده است.
مرحوم علامۀ طهرانی میفرمودند كه رفقا بعد از جلسات با هم كمتر صحبت كنند، حتى با عيالاتشان هم بعد از جلسات كمتر صحبت كنند. و صحبتهای عادى هم، بايد با رعایت شرایط طرف مقابل، در حولوحوش مطالب مفيد باشد. يكى حالش حال صحبتكردن نيست و میخواهد در خودش باشد، ساكت باشد، میآیند پيش او مینشینند [و مثلاً میگویند:] «آقا راستى میدانید ديروز فلانى چه كرده است؟!» تمام آن حال، همه از بين میرود! بهخصوص در ماههای حرام یا محترم، مانند رجب و شعبان و رمضان؛ و همینطور در زمانهای خاص كه لطف و عنايت پروردگار در آن اوقات، شكل ديگرى دارد، ما میبینیم در چنین موقعيتهايى فرصت را از دست میدهیم. يعنى درست همان موقعى كه میخواهد رحمتى بر شخصى بيايد، بارقهاى و نفحهای بر او بيايد، يا خودش صحبت میکند، یا يكمرتبه رفيقِ کنارش میگوید: «آى فلانى...!» چه شد؟! تمام شد و رفت! حالا [خدا میداند] كِى دوباره [آن بارقه] میآید!
- همان، جلسۀ 211.
- همان، جلسۀ 198.
