اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اعمال ماه شعبان و اهمیت آن

و سیرۀ ائمه و اولیاء الهی در این ماه

0

مقالۀ پیش رو، در مقام بیان اهمیت ماه شعبان و اهمیت آن است که از سخنان حضرت علاّمه طهرانی و آیت‌اللَه سیّد محمدمحسن طهرانی برگرفته شده است.

اعمال ماه شعبان و اهمیت آن

16
  •  اینها را خدا فعلاً نشان نمی‌دهد؛ مى‌گذارد براى آن‌موقع. می‌گوید اینها باشد بعداً! فعلاً اوضاع دنيا را بگذران، براى آنجا طلبت باشد.

  •  اما خب آنهایی كه اين مطالب را گذرانده‌اند [ظرفیتِ مشاهدۀ این جمال را دارند.] شما همین‌طور [ساده] نگاه نكنيد که شخصى داراى مقاماتى، موقعيتى و خصوصياتى است؛ همين‌طورى كه نمی‌شود!

  •  [روی همین جهت است که] اميرالمؤمنين علیه‌السلام عرضه می‌دارد: «حتّیٰ تَخرِقَ أبصارُ القلوبِ حُجُبَ النّورِ.» [یعنی] اين چشم دل و بصیرت و تحمل و سعۀ وجودیِ ما را که [آن را هم] تو داده‌ای، حجاب‌‌های نور را پاره کند و کنار بزند، و ما را به همان نقطۀ مقصود و غایتِ منظور برساند. [تا] ما در اینجا، در این مسائل [و حجاب‌هایی از قبیلِ] علم غيب، مكاشفات و شهودها، ‌نايستيم؛ از اینها عبور کنیم.

  •  حالت استعداد و آمادگى‌ای كه قلب با آن حالت مى‌تواند مشاهده كند، آن را مى‌گويند «أبصارُ القلوبِ؛ چشم قلب.» حتّیٰ تَخرِقَ أبصارُ القلوبِ حُجُبَ النّورِ، [یعنی چشم قلب] حجاب‌های نور را كنار بزند، فَتَصِلَ إلیٰ معدنِ العَظَمَةِ، [یعنی] برسد به همان معدن عظمت كه مقام ذات پروردگار است. جايگاه عظمت، [یعنی] همان حقيقت وجود صرف، همان معناى بسيط‌الحقيقة، همان معناى ذات لايتناهى كه آن معدن و منشأ است براى همۀ اسماء و صفات كليّه.

  •  اميرالمؤمنين می‌فرماید ما [باید به آنجا] برسيم؛ حواسمان جمع باشد به اين عوالم پايين، دل خوش نكنيم!

  • «و تَصیرَ أرواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدسِکَ؛ و ارواح ما در عِزّ قدسِ تو، به حالِ پرواز دربيايد.»

  • [همچنین حضرت در فقرۀ دیگری عرضه می‌دارند:]

  • «إلهى و ألحِقنى بِنورِ عِزِّكَ‌ الأبهَج‌؛ خدايا مرا به آن نور عِزّ اَبهَج، كه داراى بهاء و تشعشع بيشتر است و بالاترين مرتبه است، مرا به آن مرتبه ملحق كن.»

  •  نور مقام عزت يعنى مقام فناء ذات! اميرالمؤمنين عليه السلام صريح دارد این را مى‌گويد. آن نورى كه وقتى در مقام عزّت پروردگار بتابد، ديگر غيرى‌ را باقى نمى‌گذارد! اميرالمؤمنين عرضه مى‌دارد خدايا مرا ببر آنجا كه آن نور عزّت بزند و تمام شراشر وجود ما را قطع كند و تمام آثار وجود ما را از بين ببرد و تمام انانیّت‌ها و آثار نفس ما را مُضمَحِل كند و هيچ چيزى از وجود ما [نگه ندارد،] حتى همان وجود ثابت ما را هم از بين ببرد. چون در مقام تجلى آن نور عزت، ديگر حتى «عين ثابت»، يعنى همان نقطۀ شروعِ هر شخص كه همراه با آن، خصوصيت و هويّت خارجى او نمودار مى‌شود، آن هم حتى باقى نمی‌ماند!