
فروغ جاوید: نمایی اجمالی از مبانی عرفانی و اجتماعی علامه آیةاللَه حاج سیّد محمد حسین حسینی طهرانی قدّس الـله سرّه
نمایی اجمالی از مبانی عرفانی و اجتماعی حضرت علامه آیت اللَه حاج سیّد محمد حسین حسنی طهرانی قدّس الـله سرّه
فروغ جاوید: نمایی اجمالی از مبانی عرفانی و اجتماعی علامه آیةاللَه حاج سیّد محمد حسین حسینی طهرانی قدّس الـله سرّه
3و امّا گروه سوّم: سایر افراد و فرقهها در هر شکل و قیافه و در هر صنف و گروه میباشند که امیرالمؤمنین علیه السّلام از آنان به دو دستۀ پشهها و مگسهای حیران و سرگشتۀ در هوا تعبیر فرموده است، که همچنان در حرکت و مسیر زندگی دچار سردرگمی و حیرت و شکّ و اضطراب و گیجی و گنگی بسر میبرند و هیچ راه و سیری به سوی هدایت و عالم نور پیدا نمیکنند.1
در این تقسیم منحصراً فردی به فضای حقیقت و شهود عینی راه یافته است که حقیقت توحید را با سیر و سلوک در منازل و عوالم ربوبی، با قلب و ضمیر ـ نه با مطالعه و تفکّر و درس و تحقیق ـ خویش به حقّ المعرفة ادراک کرده باشد. و در غیر اینصورت یا انسان در تبعیّت و پیروی از این عالم ربّانی گام برمیدارد و صرفاً دستورات و تکالیف او را مورد توجّه و عمل قرار میدهد، که او نیز به همان مرتبۀ فلاح و هدایت موفّق خواهد شد؛ و یا اینکه از تبعیّت و اطاعت چنین فردی استنکاف میکند و سر باز میزند، خواه حائز مرتبهای از مراتب علمی و ظاهری شده باشد یا در جهل و عدم اطّلاع از علوم و فنون بسر برد، هر دو قسمت مشمول گروه سوّم خواهند بود.
پر واضح است که اشتغال به علوم و فنون ظاهری بدون رعایت تهذیب و تزکیه و طیّ مراتب سلوکی و استفاده از انوار و نفحات قدسیّۀ ربّانی، به جز اندوختن مشتی اطّلاعات و محفوظات، نتیجه و حاصلی برای انسان به بار نخواهد آورد و انسان همچنان در سیر زندگی به حال حیرت و سرگشتگی و شکّ و جهالت باقی خواهد ماند.
در فرهنگ و قاموس شریعت الهی، هدایت به مفهوم وصول به حاقّ واقع و ظهور حقیقت و واقعیّت است، نه صرفاً عمل به حکم و تکلیف ظاهری بدون لحاظ وصول به واقعیّت و انکشاف سرّ و باطن حقائق عالم وجود. و لذا عالمان و افراد مطّلع از علوم و رسوم ظاهری که دیدگاه و آراء آنان بر اساس شنیدهها و تجربههای ظاهری و مطالعات روزمره و غلبۀ تخیّلات به واسطۀ شایعات است، نمیتوانند در زمرۀ علماء ربّانی قرار گیرند؛ زیرا دیدگاه آنان و احکام صادرۀ از ایشان بر اساس مسموعات و إعمال سلیقههای فردی و چه بسا اغراض نفسانی ـ چه در خود و چه در اطرافیان و اشخاص ذینفوذ ـ صورت میپذیرد و از راسخۀ عالَم واقع و حقیقت امر بیبهره و نصیب میباشند. و به همین لحاظ انسان هیچگاه نمیتواند آنان را مورد تأسّی و اطاعت خویش قرار دهد. و به همین جهت است که انسان در رفتار و گفتار و آراء و اظهار مطلب از جانب آنها به تضادها و تناقضات و اختلاف دیدگاهها و اظهار ندامتها برخورد میکند.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ١٧١.
