
سير علوم و تاريخ شيعه در عصر امام رضا عليهالسّلام
سير علوم و تاريخ شيعه در عصر امام رضا عليهالسّلام
5امام عليهالسّلام هيچ چارهای جز قبول نيافت، مگر آنکه با مأمون شرط نمود که أبداً دخالت در شئون دولت نکند. و مأمون اين شرط را از وی پذيرفت و امر کرد تا مردم با امام رضا عليهالسّلام به ولايت عهد بيعت کنند، و سِکه به اسم او ضرب نمود، و مراسم دلپذير و دلانگيزی را إجراء نمود. شعراء برای تهنيت از بلاد و نواحی وفود میکردند، و مأمون نيز عطايای جزيل به ايشان میداد، و برای تمام شهرها مکتوب کرد که: از مردم برای ولايت عهد امام رضا عليهالسّلام بيعت بگيرند.1
مأمون با اين تدبير ولايت عهد برای امام رضا عليهالسّلام پيروز گرديد. به واسطۀ اين عمل نفوس شيعه آرام گرفت و در خود اين اميد و آرزو را میپروراند که: امر ولايت
به زودی (پس از مرگ مأمون) به وليّ امر و امام امَّت بازگشت خواهد کرد. و فريادها و هيجانهای علويّين فرو نشست، و دلهای مُواليانشان از قائدين و وزراء (فرماندهان لشگرها و وزيران) آرام گرفت مگر اهل رأی و سياست که برای آنان اين خدعۀ مرموز، نگرانی میآفريد.
امام رضا عليهالسّلام مأمون را از نظريّۀ کيدآفرين و فتنهخيزش بدين بيعت خبر داد. مأمون به خشم آمد و گفت: مَازِلْتَ تُقَابِلُنِی بِمَا أکرَهُ. «پيوسته تو موجب آزار و رنجش مرا فراهم میکنی!»
بر مرد باهوش و زيرک از ارباب سياست آن نقشۀ کيدآفرين و مکرآگين در آن روز پنهان نيست، تا چه رسد به امام رضا؟! اما عامّۀ مردم از حقيقت آن تدبير ومکر بیاطّلاع هستند، و چون فوران انقلاب و ثورة آنان فروکش کند، مرد زعيم منتقم و نهضت دهنده، با چه کسی قيام نمايد؟!
بالجمله چون خبر ولايت عهد امام رضا عليهالسّلام به عباسيّين در بغداد رسيد، از کار مأمون رنجيده شدند چون از نتيجه و مقصد واقعی مأمون مطّلع نبودند. لهذا به جهت خلع بيعت با او، و بيعت با عمويش: ابراهيم بن مهدی که به نوازندگی و غناء شهرت بسزائی داشت اجتماع نمودند.
- اين بيعت در همان سال قدوم حضرت از مدينه بود که سنۀ ٢٠١ باشد. مأمون در سنۀ ٢٠٢ دختر خود امّ حبيبه را به نکاح حضرت درآورد، و در ماه دوم از سنۀ ٢٠٣ آنحضرت را با خورانيدن سمّ به قتل رسانيد.
