اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سير علوم‌ و تاريخ‌ شيعه‌ در عصر امام‌ رضا عليه‌السّلام

15٬464

سير علوم‌ و تاريخ‌ شيعه‌ در عصر امام‌ رضا عليه‌السّلام

3
  • از همۀ اينها گذشته‌، ريشه‌های تشيّع‌ به‌ قدری امتداد يافت‌ تا به‌ جائی که‌ به‌ دربار سلطنتی رسيد. فَضْل‌ بن‌ سَهْل‌ ذُوالرِّياسَتَین‌ وزير مأمون‌ شيعی بود، و طاهر بن‌ حسين‌ خُزاعی قائد مأمون‌ (فرماندۀ کلِّ قوا) که‌ بغداد را برای مأمون‌ فتح‌ کرد و برادرش‌ را کشت‌ شيعی بود، و بسياری دگر جز اين‌ دو تن‌ که‌ برشمرديم‌ شيعی بوده‌اند، و تشيّع‌ اين‌ دو نفر تا حدّی بوده‌ است‌ که‌ مأمون‌ از عاقبت‌ امرشان‌ در وحشت‌ افتاد. فَضْل‌ را کشت‌، و طاهر را استاندار هرات‌ نمود. و سپس‌ همين‌ کار را با اولاد طاهر انجام‌ داد. ايشان‌ بعد از مقام‌ قيادت‌ (فرماندهی لشگر) امارت‌ هرات‌ را داشته‌اند. و به‌ طوری که‌ ابن‌أثير در حوادث‌ سنۀ ٢٥٠ در ج‌ 7 ص‌ ٤٠ از تاريخش‌ ذکر مینمايد سلسلۀ طاهريان‌ همگی شيعه‌ بوده‌اند.

  • ابن‌أثير در جنگ‌ واقع‌ ميان‌ سليمان‌ بن‌ عبداللَه‌ طاهِری با حسن‌ بن‌ زَید که‌ در طبرستان‌ نهضت‌ کرده‌ بود، و مأمون‌ سليمان‌ را برای قتال‌ با وی گسيل‌ داشته‌ بود میگويد: تَأثَّمَ سُلَیمَانُ مِنْ قِتَالِهِ لِشِدَّتِهِ فِی التَّشَيُّع‌. «چون‌ سليمان‌ در تشيّع‌، شديد بود لهذا جنگ‌ با او را گناه‌ شمرد و از جنگ‌ دست‌ برداشت‌.»

  • باری، شأن‌ و مقام‌ طاهر به‌ پايه‌ای رسيد که‌ وی در بغداد حَرَمی داشت‌ تا کسی که‌ در آن‌ وارد شود در أمان‌ بوده‌ باشد. و به‌ پايه‌ای که‌ چون‌ دِعْبِل‌ خُزاعی مأمون‌ را در پیآمد فتحی که‌ نصيب‌ طاهر شده‌ بود مخاطب‌ ساخت‌، اين‌ بيت‌ را در جملۀ قصيده‌اش‌ آورد:

  • إنِّی مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ سُيُوفُهُمْ ** قَتَلَتْ أخَاک وَ شَرَّفَتْک بِمَقْعَدِ

  • «حقّاً من‌ از آن‌ گروهی میباشم‌ که‌ شمشيرهايشان‌ برادرت‌ را کشت‌، و تشريف‌ مجلس‌ امارت‌ را برای تو مهيّا و آماده‌ نمود!»

  • چگونه‌ مأمون‌ از طاهر نترسد؟!

  • مأمون‌ از رجال‌ دَهاء و سياست‌ است‌. چون‌ نگريست‌ که‌ تشيّع‌ در آفاق‌ انتشار پيدا کرده‌ است‌ و علويّين‌ يکی پس‌ از ديگری در اطراف‌ بلاد، قيام‌ وانقلاب‌ دارند و تشيّع‌ در دربار خودش‌ نيز سريان‌ پيدا نموده‌ است‌، از عاقبت‌ اين‌ منزلت‌ عَلَويِّه‌ بر سلطنت‌ خود بهراسيد، و بنابراين‌ در انديشه‌اش‌ آمد تا برای فرونشاندن‌ و خاموش‌ کردن‌ اين‌ قيامها که‌ از بعضی علويّين‌ صورت‌ میگيرد و در نفوس‌ علويّين‌ دگر نيز کامِن‌ و پنهان‌ میباشد، مکری و چاره‌ای انديشد.

/ 380