
بحثی دربارۀ «مالِکِ یَومِ الدّین» و «مَلِکِ یَومِ الدّین»
بحثی دربارۀ «مالِکِ یَومِ الدّین» و «مَلِکِ یَومِ الدّین»
4مضافاً به آنکه از سه ناحیه در قرآن کریم میتوانیم استدلال بر أقربیت مَلِک یوم الدِّین بنمائیم: اوّل از گفتار خداوند: ﴿لمن المُلْك اليوم لله الواحد القهّار﴾ که در اینجا مُلک که به یوم نسبت داده شده است، از آن خداست و عیناً بمثابه ﴿مَلِك يوم الدِّين﴾ است؛ زیرا ألف و لام الیوْم بمعنای عهد و راجع به روز قیامت است چون قبلاً میفرماید:﴿يومَ هُم بَرِزونَ لا يخفي علي اللَه مِنهم شَيءُ﴾ (آیه ١٦، از سورة ٤٠: غافر)
دوّم در قرآن کریم فقطّ و فقطّ یکجا خداوند را با صیغه مَالِک بیان کرده است: ﴿قُلِ اللَهمَ مَلِك المُلك تؤتِي المُلك مَن تَشاء﴾ (آیه ٢٦، از سورة (٢) آل عمران) و در اینجا مالک بمعنای مَلِک است چون به مُلک نسبت داده شده است و در حقیقت مالک المُلک همان قدرت و سیطره بر حکومت و أمر و فرمان است؛ و بمعنای مَلِک میباشد؛ و در بقیه جاهای قرآن همگی مَلِک آمده است مانند:﴿فَتَعلَي اللَه المَلِك الحَقُ﴾ (آیه ١١٤ از سورة ٢٠: طه، و آیه ١١٦ از سورة ٢٣: مؤمنون)
و مانند: ﴿هُوَ اللَه الذِي لَا إلَه إلّا هُوَ المَلِك القُدُّوسُ﴾ (آیه ٢٣ از سورة ٥٩: حشر) و مانند:﴿المَلِك القَدُّوسُ العَزِيزِ الحَكيم﴾ (آیه ١ از سورة ٦٢: جمعه) و مانند:﴿مَلِك النَاسِ﴾ (آیه ٢ از سوره ١١٤: ناس)
سوّم آنکه در قرآن کریم، همیشه نسبت مُلْک به خداوند داده شده است نه نسبت مِلْک مانند: ﴿ألم تَعلَم أنَّ اللَه لَهُ مُلك السَّمواتِ وَالأرضِ﴾ (آیه ١٠٧ از سورة ٢: بقره، و آیه ٤٠ از سورة ٥: مائده.) و مانند:﴿وَللهِ مُلك السَّمواتِ وَالأرضِ﴾ (آیه ١٨٩ از سورة ٣: آل عمران؛ و ٧ آیه دیگر) و مانند ﴿تَبرَك الذي بِيده المُلك﴾ (آیه ١، از سورة٦٧: مُلْك)
و در هیچ جای قرآن دیده نمیشود که نسبت مِلک بخداوند داده شده باشد؛ و علّتش آنستکه همانطور که زمخشری گفته است: المُلک یعُمُّ و المِلک یخُصُّ.
و از مجموع آنچه ذکر شد استفاده میشود که ﴿مَلِك يوم الدِّين﴾ متعین است و لیکن چون از طرفی دو نفر از قرّآءسبعه مشهوره مَالِک قرائت کردهاند؛ و از طرف دیگر در روایت حلبی از حضرت صادق علیه السّلام وارد است که: إنَّه کان یقرء مالک یوم الدین1. و از داود بن فرقد روایت است که گفت: سمعت أباعبداللَه علیه السّلام یقرء مالا اُحصی: مَالِک یوم الدِّین باید گفت: قرائت مالک نیز صحیح است؛ خصوصاً پس از آنکه قرائت قرّآءسبعه مشهوره را متواتر میدانند یعنی تواتر آنها را از رسول اللَه گفتهاند و علیهذا نتیجه چنین میشود که هر دو قرائت صحیح و مُجزی است و لیکن قرائت مَلِک أحسن و أعمّ و أشمل وانسب است و اللَه العالم.
- تفسیر برهان، طبع سنگی، ج ١، ص ٣٣.
